29همگى به حكم فطرت اوليه، آرمان مشتركى را تعقيب مىكنند و تضادها و اختلافها پديدههايى هستند كه تحت تأثير عوامل جانبى و اغراض و مقاصد شخصى و گروهى و قبيلهاى و يا ملى (ناسيوناليستى) و مرزبندىهاى جغرافيايى و مانند اينها، بدان گرفتار آمدهاند. قرآن دراينباره مىگويد:
كٰانَ النّٰاسُ أُمَّةً وٰاحِدَةً فَبَعَثَ اللّٰهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ وَ أَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتٰابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النّٰاسِ فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ وَ مَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلاَّ الَّذِينَ أُوتُوهُ مِنْ بَعْدِ مٰا جٰاءَتْهُمُ الْبَيِّنٰاتُ بَغْياً بَيْنَهُمْ فَهَدَى اللّٰهُ الَّذِينَ آمَنُوا لِمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَ اللّٰهُ يَهْدِي مَنْ يَشٰاءُ إِلىٰ صِرٰاطٍ مُسْتَقِيمٍ
1
«مردم امت واحدى بودند و خداوند پيامبران را با تبشير و انذار برانگيخت و با آنان كتاب حق نازل كرد تا در مواردى كه دستخوش اختلاف مىگردند داورى كند. و در آن كتاب اختلاف نكردند مگر كسانىكه مخاطب آن بودند و انگيزۀ آنها چيزى جز سركشى و طغيان نبود سپس خداوند كسانى را كه ايمان آورده بودند با اذن و خواستۀ خود به شاهراه حق هدايت كرد. و خدا هركس را بخواهد به راه مستقيم رهنمون مىگردد».
از اين آيه استفاده مىشود كه:
1 - جامعۀ بشرى، امت واحدهاى است كه گرايش به وحدت، در فطرت او به وديعه نهاده شده است.
2 - پيامبران آمدند تا عوامل اختلاف را بردارند و آن را حل و فصل