153قرنها آثار آن همچنان بر جاى مانده است.
از اينرو قرآن كريم راه استوار ابراهيم عليه السلام و توحيد ابراهيمى را از دو آيين يهودى و مسيحى جدا ساخته و در مقام دعوى كسانى از اهل كتاب كه دين و آيين خود را به ابراهيم نسبت دادهاند و پيامبران پيشين را يهودى يا نصرانى مىدانستند، مىفرمايد:
يٰا أَهْلَ الْكِتٰابِ لِمَ تُحَاجُّونَ فِي إِبْرٰاهِيمَ وَ مٰا أُنْزِلَتِ التَّوْرٰاةُ وَ الْإِنْجِيلُ إِلاّٰ مِنْ بَعْدِهِ أَ فَلاٰ تَعْقِلُونَ
1
«بگو اى اهل كتاب (يهود و نصارى)، چرا دربارۀ ابراهيم محاجّه مىكنيد (و براى توجيه آيين خود نام ابراهيم را بهميان مىآوريد) در حالىكه تورات و انجيل بعد از وى نازل شده است. آيا انديشه و تعقل نمىكنيد؟»
آنگاه مىفرمايد: مٰا كٰانَ إِبْرٰاهِيمُ يَهُودِيًّا وَ لاٰ نَصْرٰانِيًّا وَ لٰكِنْ كٰانَ حَنِيفاً مُسْلِماً وَ مٰا كٰانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ 2«ابراهيم يهودى يا نصرانى نبود بلكه موحد پاك و خالص و مسلمان بود و از مشركان نبود».
بديهى است كه «مسلم» در اينجا به مفهوم پيرو آيين پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نيست كه چيزى مشابه گفتار اهل كتاب باشد، بلكه اسلام به مفهوم كلّى آن؛ يعنى تسليم شدن در برابر اوامر الهى و پذيرش آيين حق. به همين دليل در آيۀ بعد مىفرمايد:
إِنَّ أَوْلَى النّٰاسِ بِإِبْرٰاهِيمَ لَلَّذِينَ اتَّبَعُوهُ وَ هٰذَا النَّبِيُّ وَ الَّذِينَ