117معناى محاجه، منازعه، مشاجره و خصومت گرفتهاند 1 و هيچيك از مفسّرانيا فقيهان؛ اعم از شيعه يا سنى، برائت را از مصاديق جدال ندانسته است.
در اينجا به نقل چند مورد از اقوال عامه مبادرت مىكنيم:
فخر رازى هفت قول از اهل تفسير در معناى جدال آورده كه هيچيك از آنها به بحث برائت ارتباط ندارد. از كتاب «موطأ» مالك نقل مىكند كه نهى از جدال اشاره است به مجادلۀ قريش در عصر جاهليت كه در مشعرالحرام وقوف كرده و از وقوف به عرفات خوددارى نمودند و با آنانكه به عرفات رفته بودند در اينباره بحث و مجادله مىكردند و آنان نيز با اينها در جدال بودند. قرآن از اين كار نهى كرد و به پذيرش حكم الهى فراخواند. و از قاسم بن محمد نقل مىكند كه جدال ممنوع عبارت است از بحث و گفتگو در تعيين روزهاى حج، بدون اينكه به رؤيت هلال و ادلّۀ شرعى تكيه شود. و بالأخره جدال ممنوع، بنا به اين اقوال جدال در روزها، ماهها، موقف حج و مقبوليت و عدم مقبوليت آن است. 2قرطبى نيز در تفسير خود به نقل شش قول پرداخته، نظير آنچه از تفسير رازى نقل شده است. علاوه بر اين، از قول ابن مسعود، ابن عباس و عطاء آورده است كه گفتهاند: «جدال، جرّوبحث با مسلمان است كه به خشمگين ساختن او و ناسزاگويىاش منتهى شود. قتاده جدال را به معناى دشنام دادن گرفته است». 3بيضاوى نيز جدال را به مراء و كشمكش با همسفران و خدمتگذاران