45
خلاصه درس
جنگ احزاب (خندق): عدم حضور قريش در سرزمين بدر و تخلف ابوسفيان از وعده خويش، موقعيت قريش را متزلزل ساخت. لذا سران قريش تصميم گرفتند اين مشكل بزرگ را به هر نوع كه شده حل كنند. بنابراين براى جنگ با حضرت به جمعآورى اموال پرداختند. از ديگر سوى يهوديان اخراجى بنىنضير با سران يهود خيبر تجمع و توطئه جنگ بر ضد مسلمانان را طراحى كردند. سوارانى از قبيله خزاعه چهار روزه خود را به مدينه رساندند و رسول خدا(ص) را از حركت سپاه بزرگ قريش مطلع ساختند. حضرت ياران خود را از حمله قريبالوقوع قريش باخبر ساخت و آنان را موعظه كرد و فرمود اگر شكيبايى و پرهيزكارى كنند، آنگاه درباره جنگ به مشورت پرداخت و از آنان پرسيد براى پيكار با دشمن به بيرون مدينه بروند يا در مدينه بمانند؟
مسلمانان نظر سلمان مبنى بر حفر خندق را پسنديدند و بيشتر مايل بودند كه در داخل مدينه بمانند. پيامبر سوار اسب شد و همراه تنى چند از اصحاب براى تعيين مكان حفر خندق و اردوگاه سپاه به بيرون مدينه رفت. چون رسول خدا(ص) از حفر خندق فراغت يافت سپاهيان شرك متشكل از احزاب مختلف عرب به نزديك مدينه رسيدند. حُيى بن اخْطَب كه از سران اخراجى بنىنضير بود به تحريك ابوسفيان نزد كعب بن اسد رئيس بنىقريظه رفت و از او خواست تا پيمان خود را با محمد نقض كند. رسول خدا(ص) پس از آگاهى از پيمان شكنى بنىقريظه ابتدا زبير را فرستاد تا خبرى بياورد. به اين صورت خبر پيمان شكنى يهوديان