44گرچه در ابتداى جنگ خندق خارج نشدن رسول خدا از مدينه براى نبرد و سنگر گرفتن در پشت خندق نوعى ضعف و عقبنشينى تلقى مىشد. اما با زمينگيرشدن سپاه شرك در آن سوى خندق و بازگشت بدون نتيجه مشركان سرانجام كتاب پيروزى به نفع سپاه اسلام ورق خورد و آوازه آن به سراسر جزيرة العرب رسيد. در فاصله بين جنگ احزاب و صلح حديبيه كه مىتوان آن را مرحله تثبيت قدرت اسلام ناميد براى رسول خدا(ص) دو موضوع از اهميت بيشترى برخوردار بود؛ يكى زمينهسازى براى پذيرش اسلام و ديگرى ايجاد امنيت و جلوگيرى از تعرضات و غارت و چپاول اعراب بيابانگرد.
براى تحقق بخشيدن به اين اهداف به ناچار بايد اعراب شرور و متجاوز سركوب مىشدند. اعراب بدوى و قبايل بيابانگرد حجاز از فهم، فرهنگ و مسائل الهى و انسانى بويى نبرده بودند و جز به يك لقمه نان و دانهاى خرما به چيز ديگرى نمىانديشيدند و حاضر بودند براى به دست آوردن آن به هر جنايتى دست بزنند. اينان فقط يك زبان مىفهميدند و آن زبان زور بود و بس، جز در مقابل زور و قدرت در برابر هيچ چيز ديگرى تسليم نمىشدند. اين گروه بايد در مقابل قدرت مركزى مدينه سر تسليم فرود مىآوردند و دست از تجاوز و ناامن ساختن مناطق و راهها برمىداشتند. از اين رو بعد از جنگ خندق تا صلح حديبيه بيشتر اهتمام حضرت صرف جلوگيرى از تجاوزات اعراب و سركوبى آنان شد. هم اكنون به تعدادى از غَزَوات و سرايايى كه به اين منظور انجام شد اشاره مىشود.