147بارهايش را جستجو كردند ولى چيزى نيافتند. حضرت على(ع) فرمود: «به خدا سوگند نه به رسول خدا دروغ گفته شده و نه به ما، يا خودت نامه را بيرون بياور يا اينكه ما تفتيشت مىكنيم». همين كه جديت اميرالمؤمنين را ديد گفت كنار برويد و روى خود را برگردانيد آنگاه نامه را از ميان موهاى خود درآورد و به آنان داد. على بن ابىطالب نامه را گرفت و نزد پيامبر آورد. حضرت از حاطب پرسيد: «چه چيز تو را به اين كار واداشت؟». گفت: اى رسول خدا من به خدا و رسول ايمان دارم و هيچ گونه تغيير و تبديل هم در عقيدهام ندادهام. چون در ميان قريش عشيرهاى ندارم و خانوادهام بين آنان تنها هستند، خواستم به سبب اين كار خانوادهام را حمايت كنند. پيامبر(ص)، حاطب را عفو كرد و سه آيه نخست سوره مُمْتَحَنَه در برائت او نازل شد.
تجهيز و حركت سپاه
رسول خدا(ص) به اعراب باديهنشين پيام داد كه هر كس به خدا و روز قيامت ايمان دارد بايد ماه رمضان در مدينه باشد. ده هزار نفر از قبايل مختلف آماده شدند. پيامبر ابورُهْم غفارى و يا ابن اممكتوم را به جانشينى خود گذاشت و با سپاه اسلام عصر چهارشنبه و يا جمعه دهم و به روايت يعقوبى 158/2 و طبرسى 106/ دوم ماه رمضان سال هشتم هجرت به سوى جنوب مدينه حركت كرد. در بيست فرسنگى مكه به قُديد كه رسيد در بِئر ابنعِنَبَه اردو زد و پرچمها را برافراشت و پرچم مهاجران را به على بن ابىطالب سپرد.
عباس بن عبدالمطلب كه در مكه مىزيست و هنوز هجرت