91بفرستد تا در عين اينكه از شكنجه و آزار رهايى مىيابند و جانشان در امان مىماند قدرى هم دين اسلام بيرون از مرزهاى جزيرة العرب تبليغ و پايگاهى در خارج تأسيس شود و بدين سبب ضربه شكننده بر نخوت و تكبر قريش وارد گردد و قريشيان بدانند كه پيامبر و مسلمانان نمىنشينند دست روى دست بگذارند و تماشاگر شكنجه و آزار آنان باشند بلكه در خارج حجاز افشاگرى مىكنند و نداى مظلوميت مسلمانان را به گوش آزادگان جهان مىرسانند.
به نقل ابن اسحاق 344/1 رسول خدا خطاب به مسلمانان فرمود:
«لَوْ خَرَجْتُمْ إِلَى الْحَبَشَةِ فَإِنَّ بِها مَلِكاً لا يُظْلَمُ عِنْدَهُ أَحَدٌ وَ هِيَ أَرْضُ صِدْقٍ، حَتّى يَجْعَلَ اللهُ لَكُمْ فَرَجاً مِمّا أَنْتُمْ فِيهِ».
اى كاش به سرزمين حبشه مىرفتيد، زيرا در آنجا پادشاهى است كه نزد او به كسى ستم نمىشود و آنجا سرزمين راستى و درستى است تا آنكه خداوند براى شما از اين گرفتارى گشايشى برساند.
سپس پسرعموى خويش جعفر بن ابىطالب(ع) را كه جوانى مدير، مدبّر و سخنور بود به عنوان نماينده خود برگزيد و او را امير و سرپرست مهاجران قرار داد و دستور داد تا با عدهاى از مسلمانان به كشور حبشه هجرت كنند. نامهاى نيز خطاب به نجاشى نوشت و به جعفر بن ابىطالب داد تا تسليم نجاشى كند. به روايت طبرى 652/2 و طبرسى 46/ در آن نامه آمده است:
«وَقَدْ بَعَثْتُ إِلَيْكَ ابْنَ عَمِّي جَعْفراً وَ مَعَهُ نَفَرٌ مِنَ الْمُسْلِمِينَ، فإِذا جاؤُوكَ فَاقْرِهِمْ وَ دَعِ التَجَبُّرَ، فَإِنِّي أَدْعُوكَ وَ جُنُودَكَ إِلَى اللهِ، فَقَدْ بَلَّغْتُ فَاقْبَلُوا نُصْحِي وَ السَّلامُ عَلى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدى».