80
فَنادِ قُرَيْشاً بِالَّذِي قَدْ أَتَيْتَهُ
جِهاراً وَ قُلْ ما كانَ أَحْمَدُ ساحِرا
اى ابويعلى بر دين احمد پايدار بمان و آن را آشكار كن، شكيبا و كامياب باشى.
از كسى كه دين خدا را بهراستى و درستى از جانب پروردگارش آورده حمايت كن و هيچ گاه كافر مباش.
وقتى گفتى كه ايمان آوردهاى چقدر شادمان شدم، پس در راه خدا ياور رسول خدا باش.
در ميان قريش با صداى بلند فرياد برآور و اعلام كن كه مسلمان شدى و بگو احمد هرگز ساحر نيست.
گروهى تاريخ اسلام آوردن حمزه را سال دوم و برخى سال ششم بعثت گفتهاند، به هر دو قول اشكال وارد است. اگر سال دوم بعثت مسلمان شده باشد در آن وقت بين مسلمانان و قريش اصطكاك و درگيرى آغاز نشده بود، چرا كه درگيرى و برخورد پس از دعوت عمومى در اوايل سال چهارم بعثت بود، در حالىكه داستان اسلام آوردن حمزه حاكى از درگيرى ابوجهل با رسول خداست. مگر اينگونه توجيه شود كه مقصود از سال دوم بعثت ابتداى سال دوم اظهار دعوت بوده است، زيرا برخى تاريخ بعثت را از سال اظهار و آشكار شدن آن حساب مىكردند. بر قول ديگر كه مىگويد اسلام حمزه سال ششم بعثت بوده است و او در دار ارقم بهسر مىبرده است نيز اشكال وارد است، زيرا واقعه دار ارقم در اوايل سال چهارم بعثت بوده است نه سال ششم. مگر آنكه توجيه تكرار رفتن به دار ارقم پذيرفته شود.