79برادرزادهات محمد چه كرد! او را دشنام داد و آنچه توانست در آزار وى كوشيد. حمزه سخت خشمگين شد و بدون آنكه با احدى سخن بگويد حركت كرد و سريع نزد ابوجهل كه در جرگه مشركان نشسته بود آمد و با كمان خود محكم بر سرش كوبيد و به شدت وى را مجروح ساخت. آنگاه گفت: تو محمد را دشنام مىدهى و حال آنكه من به دين او هستم و همان را مىگويم كه او مىگويد. اگر قدرت دارى با من نيز همان كن. بدينسان حمزه(ع) ايمان خود را آشكار كرد و با ايمان آوردن وى دين اسلام جان تازهاى گرفت و جبهه كفر تضعيف شد.
وقتى قريش اطلاع يافتند حمزه مسلمان شده و كار پيامبر بالا گرفته و از اين پس مدافعى چون حمزه دارد، به گفته مُغُلْطاى 142/ مقدارى از آزار و اذيت حضرت كاستند. به همان اندازه كه دشمنان اسلام از مسلمان شدن حمزه ناراحت شدند، مسلمانان و در صدر آنان حضرت ابوطالب خوشحال شدند. ابوطالب هنگامىكه شنيد جوانمرد دليرقريش وقهرمان عرب اسلام آورده است بسيار شادمان شد و به روايت طبرسى 48/ و ابن ابىالحديد 76/14 قصيده غرّايى در تحسين و تجليل از برادر كوچك خود سرود و بدينسان مراتب سرور خود را اعلام كرد:
فَصَبْراً أَبايَعْلى عَلى دِينِأَحْمَدٍ