64اعتماد نيستند. بعضى از علماى بزرگ رجال يحيى بن عبدالله را تضعيف و تصريح كردهاند كه ثقه نيست. نسايى در الضعفاء 248/ گفته: ضعيف است. ابن ابى حاتم رازى در الجرح و التعديل 165/9 نوشته است: به روايات او احتجاج نمىشود. به گفته ذهبى در ميزان الاعتدال 423/3 ليث بن سعد نيز در شيوخ و سماع اخبار تساهل مىورزيد. عُقيل بن خالد نيز در ميزان الاعتدال 89/3 به نوعى تضعيف شده و دربارۀ وى گفته شده، او اموىتبار و از كارگزاران بنىاميه به حساب مىآمده است.
برخى از محدثان و متفكران شيعه و سنى نيز اين روايت را تضعيف و رد كردهاند. عالم بزرگ اهل سنت ابوزكريا محيىالدين نَوَوِى در شرح صحيح مسلم 30/1 مىگويد: «و اما روايت مرسل صحابه مانند قول عايشه كه گفته است: اولين چيزى كه از وحى بر رسول خدا آشكار شد رؤياى صادقه بود، استاد امام ابواسحاق اسفراينى شافعى گفته است: نمىتوان به آن احتجاج نمود». قاضى عياض نيز در شفا 707/2گفته است: «برخى از اين كلمات سندشان صحيح نيست». علامه سيد عبدالحسين شرف الدين نيز در النص و الاجتهاد 421/ در نقد اين روايت نوشته است: «اين حديث صريح در اين است كه رسول خدا(ص) العياذ بالله در نبوت خود شك دارد و از ترسى كه گريبانگير آن حضرت شده نياز به همسرش پيدا كرده تا او را دلدارى دهد و به ورقه پيرمرد نابيناى جاهل نصرانى احتياج دارد تاگامهاى او را استوار كند و به او قوّت قلب بخشد! پس اين حديث از جهت متن و از جهت سند باطل است و در بطلان آن همين كافى است كه از احاديث مرسل است».
در تفسير عياشى 201/2 آمده است: «زُراره گفت از امام صادق(ع)