123
بازگشت به مكه
رسول خدا(ص) پس از ده روز توقف در طائف و نااميدى از اسلام آوردن و يارى ثقيف به مكه بازگشت. به نقل ابن اسحاق 63/2 در منزلگاه نَخْلَه نيمهشب در حال نماز بود كه عدهاى از جِنّيان از آنجا عبور مىكردند، خدمت حضرت رسيده ايمان آوردند و براى دعوت قومشان به ديار خويش بازگشتند. خداوند در سوره جن به اين داستان تصريح كرده است. پيامبر به نزديكى مكه كه رسيد به لحاظ عدم امنيت جانى وارد شهر مكه نشد. ابن كثير 153/2 گويد: كسى را نزد اخْنَس بن شَريق، سهيل بن عمرو و مُطْعِم بن عدى فرستاد و از هر يك امان خواست. مطعم پذيرفت و پيامبر در پناه او وارد مكه شد. پس از سه روز از وى خواست تا پناه خود را از آن حضرت بردارد و او نيز در كنار مسجدالحرام اعلام كرد كه محمد ديگر در جوار من نيست.
رسول خدا(ص) كه هيچ گاه نيكىهاى اشخاص را فراموش نمىكرد و به هر نوعى كه شده بود آن را جبران مىنمود، به نقل ابن كثير 154/2 وقتى در جنگ بدر هفتاد نفر از قريش اسير شدند از مطعم به نيكى ياد كرد و فرمود: «اگر مطعم زنده بود و از من مىخواست اين اسيران را آزاد كنم همه را به او مىبخشيدم».
ابن جوزى در الوفا باحوال المصطفى 216/1 گويد: اگر پرسيده شود كه چرا پيامبر در جوار يك نفر كافر داخل شد؟ پاسخ اين است در جاى خود ثابت شده كه خداوند كارى را بدون حكمت انجام نمىدهد گرچه وجه آن بر ما پوشيده باشد، كار رسول خدا نيز از اين باب است، پس ما بايد تسليم باشيم و بدانيم كه اين كار حتماً داراى حكمتى بوده است.