108باختن تمامى رنگهاست. بى رنگى نماد پاكى، طهارت، سادگى و صداقت است. سالك، رنگ خدايى دارد «صِبْغَةَ اللّٰهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللّٰهِ صِبْغَةً»؛ 1 در اين لباس، نام، نشان، شهرت، مقام و ثروت جايگاهى ندارد. محرم با انسانهايى مواجه است كه همه با او هم رنگاند و همه با يكديگر يكرنگاند. درياى انسانها تنها يك فرياد دارد و آن رفتن به سوى خداست.
لباس احرام بدين معناست كه نبايد غريبه را به جاى دوست گرفت، بايد با اغيار بيگانه و تنها با دوست نشست و از شيرينى مجالست او كام گرفت. زائر در ميقات مهمان خداست. او نبايد از تار و پود دنيوى نزد خدا چيزى ببرد؛ يعنى بايد لباسش ندوخته باشد. لباس احرام به معناى پوشيدن لباس تقواست كه گمشدۀ هر انسانى است: «لِبٰاسُ التَّقْوىٰ ذٰلِكَ خَيْرٌ». 2
2 - كفن
پوشيدن لباس احرام يادآور كفن است. لباس احرام انسان را متوجه مرگ، قبر و جهان ديگر مىكند؛ لباس احرام انسان را براى سفر ابدى مهيا مىسازد. هنگامى كه انسان از قبر برمىخيزد، خود را با كفنى ساده و سفيد در حضور حق مىيابد. كفن دوخت و دوزى ندارد، لباسى ساده است، همراه با تكلف و زينت نيست، اينها خصوصيات لباس احرام است. راهى پيش پاى انسان جز كوچ كردن نيست و بايد تنها سفر كرد. «وَ لَقَدْ جِئْتُمُونٰا فُرٰادىٰ كَمٰا خَلَقْنٰاكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ». 3
تنها با رخت و لباسى ساده بايد به كوچستان غربت رفت. خود را بايد