107فرو كاست، ديدگان دلش به شهود محبوب مىرسد. اهل مشاهده، عمر خويش را از زمان شهود حساب مىكنند و آنچه را كه اندر غيبت گذشت، عمر نمىشمرند. چنانكه از عارفى پرسيدند: عمر تو چقدر است؟ گفت:
چهار سال. گفتند: چگونه ممكن است؟ گفت: هفتاد سال بود كه در حجاب دنيا بودم، اما چهار سال است كه او را مىبينم. و روزگار حجاب را جزو عمر نمىشمرم. 1حجاب اصلى، انانيت و نفسانيت است. آنجا كه سرزمين قداست و نور است، بايد بىحجاب شد، لباس عادات كَند، نعلين خوديت بر كَند و سپس به سرزمين نور وارد شد. «فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوٰادِ الْمُقَدَّسِ طُوىً». 2 در ميقات بايد از خويشتن عبور كرد، دژ نفسانيت را تخريب نمود و در آستانۀ قصرهاى آسمانى درآمد؛ بايد از تمامى تعلقات رست، خود را سبكبال كرد. زائر بايد تمام منيتهاى خود را با لباس خود بركند و در ميقات دفن كند، پيمانى صادقانه، عهدى موسايى و پيوندى استوار با خداى خود ببندد كه تا به كعبۀ مقصود نرسد، از پاى نايستد.
ب: اسرار پوشيدن لباس
1 - لباس تقوا
لباس انسان نشان تعلقات اوست. بايد لباسى پوشيد كه رنگ تعلق نپذيرد، لباسى كه با آن هر لحظه شاهد مرگ آرزوها و تمنيات خويش باشيم؛ بىرنگترين رنگها رنگ سفيد است، سفيدى احرام نشان دهندۀ رنگ