106النِّفَاقِ وَ الدُّخُولِ فِي الشُّبُهَاتِ؟ قَالَ: لاَ»؛
«پرسيد: وقتى لباسهاى دوخته را در آوردى، نيت كردى كه از ريا و نفاق و وارد شدن به شبههها خود را عريان كنى؟ گفت: نه.»
2 - بىحجابى
اصل در انسان نفى حجاب باطنى است. تغيير لباس لطيفهاى دارد و آن رجوع به اصل است. آنگاه كه مُحرم لباس بر مىكَند، از تنگى در آمده است و به فراخى بىحجابى دست مىيابد؛ تغيير لباس به معناى تغيير حال شدت و تنگى به رخا و فراخى است. سينهها دو گونه است؛ ضيق و وسيع. از جمله اسرار كندن لباس در احرام انتقال از محدوديت و ضيق سينه است به گشادگى و وسعت ؛ بايد شرح صدر يافت كه تنها راه وصول به آن تسليم و رضاست و نتيجۀ آن چيزى جز نور، بهجت و سرور نيست.
« أَ فَمَنْ شَرَحَ اللّٰهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلاٰمِ فَهُوَ عَلىٰ نُورٍ مِنْ رَبِّهِ» 1 ؛
«آيا آن كس كه خدا براى اسلام شرح صدر عطا فرمود كه وى به نور الهى روشن است(چنين كسى با مردم كافر تاريك يكسان است؟ هرگز).»
در اين صورت انسان به نعيم و برخوردارى مىرسد، در بركات و التذاذات الهى غوطه مىخورد. مشاهده نيز بر دو گونه است: گاهى از طريق يقين كامل و گاهى از طريق غلبۀ محبت حاصل مىشود.
نبى اكرم صلى الله عليه و آله چشم بر هيچ موجودى باز نكرد، مگر آن كه با دل موحد آن را ديد. اگر انسان چشم سر را بر شهوات بست و چشم دل را از مخلوقات