130خويش از نجف به سامرا، شهر را دوباره احيا كرد و غبار غربت از گنبد ملكوتى عسكريين(ع) زدود و ديدۀ ديدهوران را معطوف آن آستان مقدّس ساخت و به پاس اين بزرگداشت، چه توفيقهاى بزرگى كه خدا رفيقش ساخت چنان كه نام ميرزاى بزرگ شيرازى جاودانه شد و يادش تا ابد زنده و پايدار ماند.
هر آن كه جانب اهل خدا نگه دارد
خداش در همه حال از بلا نگه دارد
حديث دوست نگويم مگر به حضرت دوست
كه آشنا سخن آشنا نگه دارد 1ميرزاى بزرگ كه به حق مجدّد مذهب ناميده شده است و هميشه دل به سوى حضرت دوست داشت و خود را جز غلام خانهزاد حضرت مهدى نمىدانست.
آنهايى كه در دايرۀ تنگ و تاريك مقام جويى و رياست طلبى بودند نمىتوانستند اين هجرت ميرزا را بفهمند و مجبور بودند كه بگويند: آقا چرا نجف را ترك مىكنيد، اينجا باشيد براى شما بهتر است.
امّا ميرزاى بزرگ، كه دلش با مهر مهدى (روحى و ارواح العالمين لتراب مقدمه الفداء) مهد نور و فضيلت، خانه خير و خلوص بود، در سر سوداى عشق داشت و بس. و نمىتوانست آستان قدس عسكريين(ع) و ناحيه مقدّسه را در غربت ببيند و آرام نشيند، تنها به راه افتاد