40من به اين كتاب احتياج دارم و از شما اين كتاب را مىخواهم. از حرم كه بيرون آمدم، در راه برخورد كردم به آقايى كه غالباً مرا به منزلش مىبرد و با او آشنايى داشتم و پس از صرف نهار، چندين جلد كتاب آورد و گفت: اين كتابها از مرحوم والد مانده است و مورد نياز و مطالعۀ ما نيست، همۀ اينها براى شما باشد. اوّلين كتابى را كه برداشتم، ديدم همان كتاب مورد نياز ماست كه از حضرت، تقاضا كرده بودم.» 1
5 - علاّمه تهرانى در كتاب «معاد شناسى» مىنويسد:
«از شخص موثّقى شنيدم كه مىگفت: روزى يكى از معمّمين براى عيادت مرحوم علاّمۀ امينى در منزل موقّت ايشان - كه در منطقۀ شميران تهران بود - رفته بود. علاّمۀ امينى سخت مريض بود. آن شخص ضمن احوالپرسى و صحبت، از آقا پرسيد: اگر انسان به حضرت عبّاس(ع) علاقه و محبّت نداشته باشد، به ايمان او صدمه مىخورد؟ علاّمه متغير شده و با آن حال نقاهت نشستند و گفتند: به حضرت ابوالفضل(ع) كه سهل است، اگر به بند كفش من كه نوكرى از نوكران حضرت ابوالفضلم، علاقه و محبّت نداشته باشد، از اين جهت كه نوكرم، والله به رو در آتش خواهد افتاد!» 2
6 - روزى علاّمه، در جريان يكى از تحقيقهاى خود به بن بست برخورد كرد، زيرا كتابى كه ا يشان را از آن بن بست علمى رها مىكرد، ناياب بود و بدون آن، حلقۀ مفقودهاى باقى مىماند و ناگزير بايد بدان