76دوست داريم و اگر اين جهت نبود، ما به وعدۀ خود وفا مىكرديم! 1
از سوى ديگر امام(ع) راضى نشد نام كشندۀ خود را ذكر كند كه مبادا خون بىگناهى ريخته شود، در كتب اهل سنت آمده و شيخ مفيد هم از عمر بن اسحاق نقل كرده: من با حسن و حسين(عليهما السلام) در خانه بوديم. پس حسن(ع) براى تطهير رفت و چون بيرون آمد فرمود: بارها به من زهر دادند و هيچ گاه مانند اين بار نبود، همانا پارهاى از جگرم فتاد كه با چوبى كه همراهم بود آن را حركت دادم! حسين(ع) گفت: چه كسى تو را زهر داده! فرمود: از آن كس چه مىخواهى؟ آيا مىخواهى او را بكشى؟ اگر آن كسى باشد كه من مىدانم، خشم و عذاب خداوند بر او بيش از خشم و غضب توست و اگر او نباشد، من دوست ندارم بىگناهى به خاطر من گرفتار شود. 2
ابونعيم و ابن جوزى و ديگر دانشمندان اهل سنت روايت كردهاند كه چون هنگام احتضار براى امام حسن(ع) فرا رسيد به اطرافيان خود فرمود:
«اَخْرِجُوني الى صَحْنِ الدّارِ أنْظُرُ في مَلَكُوتِ السَّماء؛ مرا به صحن خانه ببريد تا در ملكوتِ آسمان نظر بيفكنم».
و چون آن حضرت را به صحن خانه آوردند، سر را به سوى آسمان بلند كرده، گفت: