175ناگاه زنى فرياد زد. عطاء گفت: اى زن يا خاموش شو يا ما باز مىگرديم. اما زن خاموش نشد و در نتيجه عطاء بازگشت.
راوى مىگويد: به ابوجعفر(ع) گفتم: عطاء بازگشت.
امام پرسيد: چرا؟
گفتم: اين زن فرياد زد و عطاء به او گفت: يا خاموش شو يا ما بازمىگرديم و چون اين زن دست از فرياد برنداشت عطاء هم بازگشت.
امام(ع) فرمود: ما را به نزد آنها ببريد. اگر ما باطلى با حق ببينيم و حق را به باطل واگذاريم حق مسلمانان را ادا نكردهايم. چون بر جنازه نماز گزارده شد، صاحب عزا به ابوجعفر(ع) عرض كرد: بازگرد كه تو پاداش خود را گرفتى، خداوند تو را بيامرزد. تو نمىتوانى راه بروى. امّا آن حضرت باز هم از بازگشت خوددارى ورزيد.
به آن حضرت عرض كردم: صاحب عزا به شما اجازۀ بازگشت داد و من حاجتى دارم كه مىخواهم آن را از شما درخواست كنم.
آن حضرت پاسخ داد: من با جنازه مىروم، ما به اجازۀ او نرفتيم و به اجازۀ او هم باز نمىگرديم، بلكه اين فضل و پاداشى است كه ما آن را طلب كرده بوديم. انسان تا آن اندازه كه به دنبال جنازه مىرود پاداش آن را دريافت مىكند. 1