176
اخلاق معاشرت
معاشرت آن حضرت با برادران دينىاش در نهايت ادب و بزرگوارى بود. براى مثال، ابوعبيده از ادب امام باقر(ع) به هنگام سفر روايت مىكند: من رفيق راه ابوجعفر(ع) بودم. ابتدا من سوار مىشدم و سپس آن حضرت. پس چون هر دو بر پشت مركب سوار مىشديم، سلام مىكرد و احوال مىپرسيد، مانند كسى كه انگار تا اين لحظه دوستش را نديده بود و با من مصافحه مىكرد و به هنگام پايين آمدن، پيش از من فرود مىآمد و چون هر دو قرار مىيافتيم، سلام مىداد و احوالپرسى مىكرد، چنان كه گويى تازه دوستش را ديده است.
به او عرض كردم: اى فرزند رسول خدا كارى مىكنى كه پيشينيان ما چنين نكردهاند و اگر حتى يك بار هم اين كار را بكنند، بسيار است.
امام(ع) فرمود: آيا نمىدانى در مصافحه چه چيزى (نهفته) است؟ دو مؤمن كه به يكديگر برخورد مىكنند و يكى از آنها با ديگرى مصافحه مىكند گناهان آن دو فرو مىريزد چونان كه برگ از درخت مىريزد و خداوند تا زمانى كه آن دو از هم جدا شوند، به آن دو مىنگرد. 1
آن حضرت در رفتار با مردم، نكوكار و عفيف و پاكدامن بود و مىفرمود: صلاح تمام زندگىها و معاشرتها يك پيمانۀ پر است كه