164آرامشى آكنده از خشم بر جامعه حكمفرما بوده است.
در روايت مفصّلى، امام(ع) دربارۀ تحليل اوضاع سياسى شيعه و فشار خلفا از آغاز تا زمان آن حضرت فرمودهاند: ما اهل بيت از ستم قريش چه بر ما گذشت و شيعيان و دوستان ما از مردم چه ناملايماتى ديدند. زمانى كه رسول خدا(ص) رحلت كرد، اعلان فرمود كه به مردم از خودشان اولىتريم. اما قريش با كمك يكديگر اين امر را از محور آن خارج كردند، آنان براى رسيدن به حكومت با حق و اولويت ما به حكومت استدلال كردند، ولى حق ما را تصاحب نمودند. آنگاه حكومت در ميان قريش دست به دست گرديد تا اين كه دوباره به ما اهل بيت باز گرديد. ولى مردم بيعت ما را شكستند و عليه ما جنگ بپا كردند، به طورى كه اميرالمؤمنين تا هنگامى كه به درجۀ رفيع شهادت نائل آمد، در فراز و نشيب (تندباد حوادث) قرار گرفته بود و سپس با فرزندش امام حسن(ع) بيعت كرده و وعدۀ وفادارى به او دادند اما به او نيز خيانت ورزيدند و پس از آن، ما به طور مداوم مورد تحقير و قهر و ستم قرار گرفتيم و از شهر و خانهمان رانده و از حقوقمان محروم شديم و مورد قتل و تهديد واقع شديم، به طورى كه امنيت جانى از خود و پيروان ما به كلى سلب شد و دروغگويان و منكران حق به خاطر دروغ و انكارشان، زمينه را مساعد و در سراسر كشور اسلامى به وسيلۀ دروغ و انكارشان به سردمداران جور و ستم و قضات و كاردانان آنها تقرّب جسته و شروع به روايت احاديث دروغ و انتشار آن نمودند، آنها از زبان ما چيزهايى روايت كردند كه نه از زبان ما جارى شده بود و نه به محتواى آنها عمل نموده بوديم، با اين كار