105فرمود: اى فرزند ابوالحسن اين سخنان را كنار بگذار، بهشت براى هر كس كه خدا را اطاعت كند، آفريده شده است گرچه بندۀ حبشى باشد و جهنم براى هر كس كه خدا را نافرمانى كند خلق شده هر چند آزاد مردى قرشى باشد.
مشابه همين ماجرا را در كلام اصمعى مىتوان يافت - به جهت آموزههاى بلند آن، به طور خلاصه ذكر مىشود - مىگويد: شبى در حال طواف دور خانۀ خدا جوانى را ديدم كه پردۀ كعبه را گرفته، مىگفت: اى آن كه در دل شب دعوت بىچاره را اجابت مىكند، اى برطرف كنندۀ پريشانى و مصيبت و گرفتارى، نمايندگان تو در اطراف خانۀ تو خوابيدند و بيدار شدند ولى تو اى زندۀ پاينده، هرگز نمىخوابى، خدايا من تو را با غمهاى جانكاه و در نهايت پريشانى و نگرانى مىخوانم، به حرمت بيت و حرم به اشك چشمم رحم كن، اگر شخص سفيه و گستاخ به احسان تو اميدوار نباشد پس چه كسى بر گناهكاران احسان خواهد كرد؟ سپس به شدت گريه سرداده و اين اشعار را زمزمه كرد:
- اى آن كه در هر نيازى مقصود تو هستى، از بىنوايى خود به تو شكوه مىكنم، به شكايت من رحم كن.
- اى اميد من، تو اندوه مرا برطرف مىكنى، همۀ گناهان مرا ببخش و حاجتم را روا كن.
- با اعمال زشت و پليد، به تو روى آوردم و در جهان هيچ بندهاى به اندازۀ من گناهكار نيست.
- اى آخرين آرزوى من، آيا مرا به آتش مىسوزانى، پس اميد