106من و سپس ترس من چه مىشود؟
- سپس آن جوان از هوش رفت و بر زمين افتاد. به او نزديك شدم، ناگهان ديدم او زين العابدين على بن حسين بن على بن ابيطالب(عليهم السلام) است، (خداوند از همۀ آنها راضى باشد). سرش را بلند كردم و به دامنم گذاشتم و بىاختيار گريستم يك قطره از اشك چشمم به صورت او چكيد، چشمانش را باز كرد و فرمود: اين كيست كه بر ما اشك مىريزد؟
عرض كردم بندۀ حقير شما اصمعى هستم. مولاى من، اين گريه و ناله از براى چيست؟ تو از اهل بيت نبوت و معدن رسالت هستى، آيا خداوند در قرآن نفرموده است: خداوند مىخواهد هر نوع رجس و آلايش را از شما خانوادۀ نبوت بزدايد و شما را از هر عيب پاك و منزه گرداند؟
فرمود: افسوس! افسوس! اى اصمعى، خداوند بهشت را براى كسى آفريده كه از او اطاعت كند ولو اين كه غلام سياه حبشى باشد و جهنم را براى كسى خلق كرده كه از او نافرمانى كند ولو اين كه آزادۀ قرشى باشد. مگر خداوند نفرموده: پس آنگاه كه صور قيامت دميده شود، ديگر نسب و خويشى در ميانشان نماند و كسى از كس ديگر سراغى نمىگيرد. پس در آن روز آنان كه اعمالشان وزين است، رستگار هستند و آنان كه اعمالشان سبك باشد، نفس خود را در زيان افكنده و در دوزخ مخلّد خواهند بود. 1