57مشرك بودند و در سختى موحّد، اما مشركان امروز در هر دو حالت مشركاند. خداوند فرموده: فَإِذٰا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُا اللّٰهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمّٰا نَجّٰاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذٰا هُمْ يُشْرِكُونَ 1؛ «هنگامى كه سوار بر كشتى شوند خدا را با اخلاص مىخوانند و غير او را فراموش مىكنند اما هنگامى كه خدا آنان را به خشكى رساند و نجات داد، باز مشرك مىشوند.» و مقصودش عموم مسلمين است؛ چرا كه اينها در سختىها و در ناز و نعمت به پيامبر(ص) توسل مىجويند و به همين خاطر شركشان غليظتر از شرك مشركان صدر اسلام است.
سخن ابن عبدالوهاب باطل است؛ زيرا ميان مسلمانان و كسانى كه بتها را مىپرستند، تفاوت بسيار است؛ معبود مسلمانان خداست و بس و توجه و توسّلشان به پيامبر(ص) به اين جهت است كه آنحضرت چون عظمتى نزد خداوند دارد، برايشان دعا كرده، نزد خداوند عزّوجلّ شفيع آنها باشد. اين عمل مسلمين كجا و عمل بندگان طاغوت، كه به پرستش بتان مىپردازند و خداوند را معبود خود قرار نمىدهند، كجا!؛ از اينرو، سخن پسر عبدالوهاب مغالطهاى است كه نمونهاش بسيار است؛ مثلاً گفته است: «خداوند، پيامبر(ص) را به سوى مردمى فرستاد كه زياد عبادتش مىكردند و در راه خدا صدقه مىدادند.