56 2 . همانا مشركان مىگفتند: ما بتها را نمىخوانيم و در دعا توجهى به آنها نداريم، مگر بهخاطر طلب قرب و شفاعت... .
( وَ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِيٰاءَ مٰا نَعْبُدُهُمْ إِلاّٰ لِيُقَرِّبُونٰا إِلَى اللّٰهِ زُلْفىٰ ) 1 ؛ « و آنها كه غير خدا را اولياى خود قرار دادند دليلشان اين بود كه اينها را نمىپرستيم مگر به خاطر اين كه ما را به خداوند نزديك كنند.»
اين نوعى مغالطه و وارونه جلوه دادن حقايق است؛ زيرا پيامبر(ص) با آنها بدان جهتكه بتها را شفيع قرار مىدهند نجنگيد، بلكه از آن رو جنگيد كه اولاً: بتها را معبود خود قرار مىدهند و ثانياً از آنها طلب شفاعت مىكنند.
3 . به يقين، پيامبرخدا(ص) بر قومى مبعوث گرديد كه معبودهاى گوناگونى داشتند؛ بعضى فرشتگان را عبادت مىكردند و بعضى ديگر انبيا را مورد پرستش قرار مىدادند. بعضى درختان و سنگها، برخى ديگر خورشيد و ماه را مىپرستيدند؛ امّا پيامبر(ص) با همۀ اينها به جنگ برخاست و فرقى ميان آنها نگذاشت.
4 . مشركان زمان ما، شركشان پررنگتر از شرك مشركان صدر اسلام است؛ زيرا آنها در ناز و نعمت