55سوار بر مركبشان كردند و تا احساء به همين گونه بردند 1.
8 . يك بار خبر به وهابيون رسيد كه گروهى قصد زيارت و حج دارند و مىخواهند از درعيه عبور كنند. عدّهاى از علماى وهابى به پيروان خود گفتند: مشركين را رها كنيد و بگذاريد به مدينه بروند، آنان كه مسلمان هستند، با ما همينجا مىمانند 2.
ديدگاه او نسبت به مسلمانان
ابن عبدالوهاب دربارۀ مسلمانان عقيدهاى خاص و انحرافى دارد. او در كتابهاى خود مىگويد:
1 . كفارى كه پيامبر خدا(ص) با آنها به مقابله برخاست، اقرار داشتند كه خداوند، خالق و رازق و مدبر است، ولى پيامبر(ص) به مجرد اين اقرار، آنها را داخل در اسلام به حساب نياورد، به خاطر اينكه خداوند فرمود: ( قُلْ مَنْ يَرْزُقُكُمْ مِنَ السَّمٰاءِ وَ الْأَرْضِ أَمَّنْ يَمْلِكُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصٰارَ ... فَسَيَقُولُونَ اللّٰهُ فَقُلْ أَ فَلاٰ تَتَّقُونَ ) 3، «بگو چه كسى شما را از آسمان و زمين روزى مىدهد يا چه كسى مالك و خالق گوش و چشمهاست... به زودى در پاسخ مىگويند: خدا، بگو پس چرا تقوا پيشه نمىكنيد و از خدا نمىترسيد؟».