98مىناميدند كه بندر قلزم قديماً آباد بوده است، اين دريا را بدان نسبت مىدادند و اكنون آن بندر منهدم شده است. و بحر نوبه بدان جهت مىناميدند كه به ساحل نوبه اتصال دارد و اكنون بحر احمر گفته مىشود و وجه تسميۀ آن را جهات عديده نوشتهاند؛ مثل آن كه گويند از اين دريا مرجان و سنگهاى قرمز و ماهى قرمز رنگ مربع بيرون مىايد و رنگ آب از تابع لون آفتاب قرمز مىشود، بدان جهت احمر نامند. و عثمانيان درياى شاب گويند، زيرا كه شاب در لغت عثمانى به معنى زاج است، 1 چون از اطراف اين دريا زاج بيرون آورده به ولايات مىبرند، بدان جهت به درياى شاب معروف كردهاند. و جزاير كثيره در اين دريا واقع هستند و دريايى است كه فرعون و قومش در آن غرق شدند، اگرچه جماعت غوّاصان مرجان و مرواريد غيرممتاز و يُسْر سياه و سفيد از اين دريا بيرون آوردهاند ولى اين دريا چندان پرمنفعت نباشد. ماهى تَبّان و قرش هم كه نوعى از ماهىها باشند و طولانى مىشوند، در اين دريا است. ماهى تبّان اطول از ماهى قرش مىباشد.
طول تبان را تا سى الى چهل متر مىگفتند و طول قرش را تا پنج الى شش متر گويند. و عمق اين دريا هزار و پنجاه و چهار قلاج است و در اين دريا، در سمت يمين جزيرهاى است كه آن را شدوان نامند، جزيرۀ بىآب و عرفى است و كوهسار است و مسكان مار بسيار و امتداد آن از شمال مغرب به جنوب مشرق است. طول اين جزيره را دوازده ميل و عرض آن را چهار ميل نوشتهاند و از سوئز تا آخر جزيرۀ شدْوان را صد و هفتاد ميل معين نمودهاند و در وسط اين دريا دو سنگ به ارتفاع شصت فوت واقع است كه آن را دو برادر مىگويند. سفاين را از آن دو سنگ دورتر حركت مىدهند كه به خطر نيفتند. و از طرف سوئز، از ابتداى اين دريا تا بحرجه آن، در سه جا فنر چراغ است كه براى هدايت ملاحات سفاين ساختهاند. فنر اول در طرف مغرب، نزديك به ساحل، در ميان آب است. دو فنر ديگر كه معتبرند در ميان دريا باشند و در ساختن آنها نهايت صنعت را به كار بردهاند. آن كه بزرگتر است صد و بيست و پنج فوت ارتفاع آن از سطح دريا است كه قريب چهل ذرع مىشود و پانزده فوت هم در ميان آب است و هيجده فوت قطر آن است. اطراف آن اطاق بلور دارد و اين فنر در بيست و پنج ميلى جزيرۀ شدوان واقع است و چهار نفر مستحفظ در ميان آن