99است و آن كه كوچكتر از آن است و در بحرجه دريا در مكانى كه مسمى به ابىالكيزان است واقع گشته، ارتفاع آن از سطح دريا شصت و يك فوت است و عرض آن چهارده فوت و اين دريا جزر و مد دارد و جزر و مد آن را حالت معين باشد و تابع حركت قمر است، از وصول قمر به دايرۀ نصفالنهار زمان مد آن است و از نصفالنهار به آن طرف اوا جزر آن؛ و هر يك شش ساعت امتداد دارد.
سهشنبه بيستم چهار ساعت از روز گذشته، فنر اول را از دور مشاهده كرديم و هنگامى كه در سالون كشتى نهار صرف مىشد فنر دوم را ديديم و پس از آن در جزيرۀ كوچكى مابين شمال و مغرب، ملاحظه كرديم كه ميان آنها اندك فاصلهاى داشت و از دور متصل به يكديگر به نظر مىآمدند. و شب چهار ساعت به صبح مانده از محاذات دو سنگ بزرگ گذشتيم، ولى شب بود نديديم.
چهارشنبه بيست و يكم باد وزيدن گرفت و دريا اندكى تلاطمى به هم رسانيده، حركت كشتى رو به اعوجاج گذاشت. پنج ساعت و نيم به غروب مانده فنر سيم را از دور مشاهده كرديم؛ درست معلوم نمىشد كه به چه وضع است. شكل آن در خريطه كپيتان بود؛ خريطه را از كپيتان خواسته ملاحظه كرديم، مشكل آن را در حاشيۀ خريطه كشيده بودند، بسيار غريب و بديع بود.
پنجشنبه بيست و دوم دو ساعت از دسته گذشته به قرب محاذات رابغ رسيديم، چون رابغ محاذى جُحْفه است و جحفه از جمله مواقع است كه حجاج شام و مصر در آنجا احرام مىبندند و محرم مىشوند و اكنون جحفه خراب شده؛ رابغ كه محاذى آنجا است ميقات قرار دادهاند. لهذا به حكم احكام مناسك قرار داديم در ميان دريا، در محاذات رابغ، احرام ببنديم. كشتى سلطانى را كه در اطاعت ما بود، محظ ملاحظهئ احتياط حكم كرديم قدرى پيشتر از نقطۀ محاذات نگاه داشته لنگر انداختند. اول مستحبات احرام را از تنظيف بدن و غسل و دعا بعد از فريضه ظهر به عمل آورديم؛ پس از آن به واجبات احرام پرداخته، اول دو جامه احرام پوشيديم؛ ثانى نيت كرديم كه احرام مىبنديم براى عمرۀ تمتع از حجةالاسلام براى اطاعت و فرمانبردارى خداوند تعالى. سيم تلبيه گفتيم، بدين نحو: لبّيك اللّهم لبّيك، لبيك لا شريك لك لبّيك، أنَّ الْحَمْدَ والنِّعْمَةَ لكَ وَالْمُلْك، لاٰ شَريك لك