97
شهر سوئز
بدان كه سوئز از بنادر قديمه است. قلزم در نيم فرسنگى، در طرف كوه شمالى آن واقع بوده خراب و ويران گشته، بعد از خرابى آن، سوئز آباد شده است. در يك شعبهاى آخر درياى احمر واقع است و در طرف شرقى مصر افتاده است. و شهر سوئز در دامنۀ كوه صغيرى است. هواى سوئز گرم است و دوازدههزار جمعيت دارد. پرتقال و مركبات و سيب در آنجا زياد دارد و چون اسماعيلپاشا نهر اسماعيليه را از رود نيل جدا كرده به سوئز آورد، آب خوراكى آنها گواراست. و از مصر تا سوئز شمندفر هم ساختهاند كه در پنج ساعت مىروند و به خط مستقيم هفتاد ميل است. وقتى كه واپور سلطانى در خليج سوئز لنگر انداخته بود، چهار ساعت به غروب مانده يك فروند كشتى عثمانى از جانب جنوب به شمال آمده واپور ما را كه ديد پردۀ كشتى را براى سلام و احترام ما پايين كشيد و از واپور ما هم جوابى به همان قانون شنيد. دو ساعت به غروب مانده واپور ما از خليج سوئز مابين جنوب و مشرق حركت نمود. پنج ساعت در خليج سوئز حركت خواهد كرد، از آن پس داخل درياى احمر خواهد شد و چون در درياى احمر بعضى كوهها هست كه محل خطر است و قلاوزان 1 و ديدهبانان اعراب آن خطوط را بهتر مىشناسند و سفاين را بىخطر مىگذرانند، يك نفر قلاوز عرب از سوئز به واپور آمده، در منزل كپيتان قرار گرفت و حكم حركت كشتى با او شد. نيم ساعت به غروب مانده كه در خليج حركت مىنموديم، يك كشتى سه دكله و يك كشتى چهار دكله كه بسيار كشتى عظيم بودند به تدريج آمده از واپور گذشته به سمت جنوب رفتند. سه ساعت از شب رفته از خليج سوئز درآمده، داخل درياى احمر شديم و سه ساعت به صبح مانده از محل غرق فرعون گذشتيم.
درياى احمر
بدان كه بحر احمر را در سابق بحر قلزم و بحر نوبه مىگفتند. بحر قلزم از آن جهت