95كانال دوم نمودار گشت. استاسيون ديگر با دو اطاق محقر در پهلوى آن ديدم كه باغچۀ باصفايى در برابر آنها انداخته بودند و به فاصلۀ اندكى، چشمۀ آب شيرين ديده شد. لولۀ آهنين در آنجا تعبيه كرده بودند كه بتوانند به واسطۀ همان لوله آبى به كشتى برسانند. بعد از مدتى دو استاسيون ديگر هم ديديم كه در ميان آب نزديك به ساحل ساخته بودند و يك واپور هم مشاهده نموديم كه براى پاك كردن كانال حركت مىنمود. نيم ساعت ديگر باز يك استاسيون ديگر با يك واپور ديدم كه نيز براى پاك كردن كانال در ميان آب حركت مىنمود و اين استاسيون مشتمل بر چهار اطاق بود و اشجار چند در برابر آنها غرس كرده بودند و چون كانال دوم تمام شد، بحريۀ ثانيه پديدار گشت و فنر بزرگ در ميان آب، در سمت شرق ديده شد كه ارتفاع آن فنر بزرگ پنج ذرع بيشتر بود. واپور كوچك زيباى قشنگى هم از طرف مغرب ظاهر و هويدا گشت و شب را لنگر انداخته اقامت نمودند.
درياى احمر
يكشنبه هيجدهم ذىالقعده حركت رو به مشرق شد. يك ساعت كه گذشت استاسيون خوبى ملاحظه كرديم. عرض بحيره كم شد و واپور هم كمكم رو به جنوب مشرق حركت نمود. دو ساعت و ربع از دسته گذشته، در سمت مغرب، شمندُفِرى از دور ديده شد كه از سوئز به مصر مىرفت. چوب تلگراف و كوههايى در طرف غربى ديده شد كه باصفا بودند و با دوربين نيز استاسيون و چند پارچه دهات و اشجار هم ديده مىشد كه خيلى دور بودند. دو واپور عظيم هم در ميان آب ديده شد كه براى پاك كردن كانال حركت مىنمودند. استاسيونى هم در مغرب ديده شد كه بسيار بزرگ و باصفا بود. سه اطاق در خشكى داشت و انجيرستانى نيز در پهلوى آنها واقع بود و اطاق بزرگ هم در كنار آب ساخته بودند و دو دستگاه واپور هم ديديم كه براى پاك كردن كانال حركت مىنمودند.
بحيرۀ ثانيه تمام شده كانال سيّم نمودار گشت.
دوشنبه نوزدهم سه ساعت از دسته گذشته در سمت مغرب، استاسيونى ديده كه مشتمل بر شش اطاق بود كه در رديف يكديگر واقع بودند و در جلو اطاق آخرى اشجار غرس كرده بودند و در جلو تمام اطاقها محجر چوبين رو به طرف كانال گذارده بودند و در ابتداى استاسيون چشمۀ آب شيرين بود كه مانند چشمۀ سابق لولۀ آهنى براى برداشتن