94چوبى به زمين نصب آوردهاند و آحاد را تا عشره به ترتيب در روى آن چوبها نوشتهاند و اعداد هشتاد و پنج ميل را هم به علامات معين نمودهاند و فايدۀ اين علامات و آن تقسيم آن است كه در هر جا عيبى كند بدانند در كدام ميل و در كدام عدد است و براى پاك كردن عمق كانال نيز كه لجن در آن جمع نشود، واپور بزرگ عجيبالشكلى ساختهاند كه با عملهجات مانند كشتى در آن حركت مىنمايند و با چرخ و اسباب، لجن را ميان آب بيرون آورده به صحرا مىريزند. وضع و تركيب اين واپورها خالى از تماشا نيست و در ساختن آن خيلى صنعت بكار بردهاند و اين واپور منحصر به يكى نيست.
واپورهاى متعدده از براى اين كار ساختهاند و در كانال حركت مىدهند. چون حركت كشتى در كانال خالى از احتياط نيست و حكم حركت كشتى با كپيتان فرانسوى است، بدين جهت از پورتسعيد كپيتانى از اهل فرانسه به واپور سلطانى آمد. يك كشتى عثمانى و سه كشتى انگليسى كه يكى از آنها بسيار بزرگ و زيبا و قشنگ بود آمده نزديك ساحل لنگر انداختند تا واپور به آن كذرد. شتر فراوانى هم در ساحل ديدم كه مىچرخيدند و دو كشتى فرانسوى هم از شمال و جنوب آمد، ولى چندان بزرگ نبودند.
واپور كوچكى هم از انگليسىها گذشت و به طرف شمال رفت. واپور بزرگى كه براى پاك كردن كانال حركت مىنمود، در ميان آب مشاهده نموديم و از پورت سعيد تا اسماعيليه دو استاسيون در سمت مغرب ملاحظه كرديم و دو ساعت و نيم به غروب مانده به نزديكى اسماعيليه رسيديم و در طرف غربى، استاسيون قشنگى ديدم كه در بالاى بلندى ساخته بودند و در كنار آن اسكلۀ كوچكى ديده شده كه در دو طرف آن اطاقى از چوب ساخه بودند و چند نفر زن و بچه نشسته تماشا مىنمودند و از مابين دو اطاق، پل محقّر آهنى رو به بالا رفته به استاسيون بروند و پايينتر از آن نيز شش اطاق بزرگ از چوب ساخته بودند كه جاى قراولان و عملهجات بود. اسماعيليه در سمت غربى كانال واقع بود. عمارات و باغات و اشجار آن از دور نمودار بود. بحيرۀ اولى نيز پديدار شد.
چند عدد فنر آهنى هم در ميان آب ديديم و از اينجا حركت كشتى رو به جنوب غربى شد. وقتى كه مىخواستيم از برابر اسماعيليه بگذريم، چون نوبت اين كپيتان فرانسوى منقضى شده بود، كپيتان ديگر از اسماعيليه با واپور كوچك آمده در جاى او قرار گرفت و كپيتان اول بجاى او رفت. يك ساعت و نيم به غروب مانده اين بحيره تمام شده