82صندلىها و ميزها گذاشته، آنچه ملزومات مجلس بود از هر مقوله، فراهم آورده، مجالس متعدده ترتيب داده بودند. بسيار مجلس خوبى بود و بر همه خوش گذشت.
محضر من جدا بود. مرد و زن به انواع حلى و زيور به قانون مقرر در فضاى مجلس دست به كمر يكديگر انداخته رقص مىكردند و در محلى كه براى صرف مشروبات معين شده بوده مىرفتند و استعمال مشروبات مىنمودند و به هيچ وجه مزاحمتى به حال بنده نداشتند. الحق جناب معينالملك زحمت كشيده و خوب از عهدۀ اين مهمانى بزرگ بر آمدند و اعليحضرت سلطان نيز پسر بزرگ خوداشن را كه دوازده ساله است، با پسر سلطان عبدالعزيز، محض التفات به اين بنده، به اين مجلس فرستاده بودند.
چهارشنبه هفتم سه ساعت از روز گذشته فاضل پاشاى عرب به عمارت كوكصو آمده مرا ملاقات نمود و به عربى و فارسى صحبت داشته، مرا مشغول ساخت. آدم آگاه بصيرى بود و از همه جا مطلع و خبير. عصرى با جناب معينالملك و اميرزادهها و خواص اصحاب به طرف شهر به سفارتخانه رفته، بعضى امتعۀ نفيسهاى كه تجار آورده بودند ملاحظه نموده به منزل معاوت كرديم.
پنجشنبه هشتم بعد از ظهر با جناب منيفپاشا به مدرسۀ دولتى كه در بيگاوغلى بنا نهادهاند رفتيم كه وضع آن مدرسه را ملاحظه و تماشا نماييم. مدرسۀ عالى است و باغچهاى دارد كه اشجار در دو طرف كاشتهاند. اطاقهاى تحتانى و فوقانى متعدد دارد.
قرجه پاشاى يونانى كه ناظر مدرسه است، بعد از ورود به مدرسه، به استقبال آمد. اول مرا به اطاق خود برد؛ در روى كَت نشستيم، قهوه صرف شد. آنچه در آن مدرسه از علوم طبيعى و غيره كسب مىشود، صورت آن را نوشته در آن اطاق گذاشتهاند. همه را ملاحظه كردم. بعد به اتفاق ناظر مدرسه به اطاقهاى خوابگاه متعلمين رفتيم. پنج اطاق وسيع بود. كتهاى آهنين به ترتيب نهاده اسباب خواب را در نهايت تزيين گسترده بودند. بعد از آن به اطاق ديگر رفتيم، شاگران خط فرانسه مشغول خطاطى بودند. بعضى از روى كتاب استكتاب مىنمودند و برخى از خارج. پس از آن به اطاق ديگر رفتيم كه متعلمين به صنعت نقاشى اشتغال داشتند و از روى سرمشق استاد، صورت تماثيل مىكشيدند. از آن پس به اطاقى وارد شديم كه به حسن خط معروف بود و شاگران در نهايت خوبى خطوط