81معينالملك و اميرزادهها و وكلا نيز هر يك در جاى خود نشستند. غذا صرف شد، يك ظرف به سمت سلطان مىبردند و يك ظرف به سمت من مىآوردند. امشب نيز تفقدات فوقالعاده مبذول داشتند؛ بعد از صرف شام به دست خود سيگار التفات فرمودند و بعد از انقضاى مجلس مرخص شده به اطاق ديگر رفتيم. چند قطعه نشان از جانب سلطان آوردند. جناب منيربيك يك قطعه نشان مرصّع بدست خود براى من آورد و سه قطعه نشان ديگر عملۀ سلطان از درجۀ اول مجيدى و درجه دوم عثمانى به جهت سليمان ميرزا و ابوالنصر ميرزا و محمد ميرزا، در همان مجلس آوردند. رسم تشكر به جا آورده بيرون آمديم.
دوشنبه پنجم ذىالقعده تا وقت نهار در عمارت كوكصو به سر رفت. جناب منيفپاشا عبدالعزيز حاضر بودند، به صحبت گذشت و چون در مجلس سلطان تعريفى از قصر سلطان عبدالعزيز كرده بودم كه بسيار باصفا بود و آب جارى هم داشت، اعليحضرت سلطان فرمودند ما هم عمارت تازهاى ساختهايم و آب جارى بيرون آوردهايم و باغچه احداث كردهايم كه جنگلهاى طبيعى دارد، از شما دعوت مخصوص مىكنم كه فردا عصر خودتان بياييد و آنها را تماشا كنيد. سه ساعت به غروب مانده با جنابان معينالملك و منيفپاشا به واپور نشسته از بوغاز بيرون آمديم. كالسكهها آوردند سوار شده رفتيم.
اول به اصطبل همايونى و زينخانه رفته، تماشا كرديم. با كمال سليقه ترتيب داده بودند.
بعد از آن كالسكه و اسب آوردند كه در ميان باغچه گردش نماييم. من و جنابان معينالملك و منيفپاشا با كالسكه و اميرزادهها سواره در ميان باغ گردش نموديم.
جنگلهاى طبيعى داشت، باغچهبندىها كرده بودند. بعد از آن به عمارت جديد سلطان رفتيم كه تازه مىساختند و چشمۀ آب جارى را تماشا كرديم. آب مختصرى داشت؛ بعد به كوشك ديگر رفته عصرانه و چاى صرف نموده مراجعت كرديم.
سهشنبه ششم جناب معينالملك، هشت ساعت از روز گذشته، در سفارتخانۀ يالى كه در محلۀ ببك است، اوضاع مهمانى عالى فراهم آورده، قريب سيصد نفر از سفراى دول متحابه و وكلاى دولت عثمانى و اعيان و اشراف اسلامبول و زنهاى محترمۀ سفرا و غيره را به جهت پذيرايى من، براى صرف عصرانه و چاى دعوت نموده تشريفات مهمانى را به اقتضاى فصل در ميان باغچه عمارت مسكونى خود قرار داده بودند؛ خيمهها برپا كرده