315بعضى ملاحظات به مهمانخانه دولتى خواهم رفت و پاشا را هم به آنجا خواهم برد.
سهشنبه هفدهم يك ساعت به دسته مانده از كَهَك حركت شد. يك فرسنگ به شهر قزوين مانده سوارۀ قراسوران و وزير و اعيان شهر با سه يدك به استقبال آمدند. چهار ساعت از دسته گذشته وارد مهمانخانۀ قزوين شديم. عصرى نواب والا ملكآرا به ديدن آمدند؛ چون به حاجىشيخ در تبريز وعده داده بوديم كه در قزوين در خانههاى آنها كه عمارات خوبى است منزل نماييم، محض آن وعده به خانۀ ايشان رفتيم. پذيرايى خوبى نمود؛ شب را در آنجا توقف نموده فردا را هم خواهيم ماند و جناب حاجى ميرزا محمود شب را به ديدن آمد.
چهارشنبه هيجدهم در قزوين توقف نموده، عصر به بازديد جناب حاجى ميرزا محمود رفتيم. جناب معزىاليه از علما و فضلا و تحصيل فضيلت را بر تجارت ترجيح دادهاند.
قرار بود از آنجا به بازديد نواب ملكآرا بروم، چون به شدت هوا مىباريد، رقعۀ معذرت فرستادم.
پنجشنبه نوزدهم صبح از نواب ملكآرا بازديد نموده و از آنجا به مهمانخانه آمده روانه شديم. منزل مهمانخانه كَونْده و مسافت چهار فرسنگ بود.
جمعۀ بيستم از كَونْده حركت كرده، مسافت هفت فرسنگ و منزل نيكىامام بود. اجزا و اميرزادگان در مهمانخانه زياران نهار صرف كردند.
شنبه بيست و يكم از نيكىامام حركت نموده، مسافت هفت فرسنگ و منزل شاه آباد بود.
از شهر، مسعود ميرزا و ابوتراب ميرزا و ميرزا محسن و بعضى از عملهجات به استقبال آمدند. از حضرت والا، آقاى نايبالسلطنه - روحىفداه - و جناب وزير امور خارجه پاكتى رسيد كه فردا مأمور روس وارد شهر مىشود و در يك روز دو تشريفات ممكن نمىشود، شما با سليمانپاشا دوشنبه يا سهشنبه به شهر وارد شويد كه فاصلهاى ميان ورود مأمور روس و سليمانپاشا باشد. من هم جواب عرض كردم كه پسفردا به شهر وارد خواهم شد.
يكشنبه بيست و دوم به سمت كَن رفتيم. پنج يدك از جانب آقاى نايبالسلطنه اميركبير - روحىفداه - با كشيكچىباشى خودشان به استقبال آمدند. وارد عمارت ديوانى