314مسدود است و اجساد اشخاصى را كه در سال قحطى مردهاند در ميان آن سرداب ريختهاند و درب آن را مسدود نمودهاند و در بالاى در شمالى، سنگ كوچكى نصب كردهاند و اين شعار بر روى آن سنگ منقور است. غلام حيدر و صفدر حسينى
در پهلوى آن در، مسجدى است كه گويند مسجد علويه است. حتمال مىرود كه اشعار آن سنگ تاريخ بناى آن مسجد باشد. بالجمله بعد از تماشاى گنبد سوار شده روانه گشتيم. چهار ساعت به غروب مانده وارد صاينقلعه شديم. در ميان آبادى، منزلى براى ما معين كرده بودند، ولى به آنجا نرفتيم و در چمن و كنار آب چادر زدند. بسيار باصفا و خوش هوا بود و راه امروز چهار فرسنگ.
يكشنبه پانزدهم يك ساعت و نيم از دسته گذشته از صاين قلعه روانه شديم. منزل امروز قِروه كه از توابع ابهرود است بود. چهار ساعت به غروب مانده، وارد آنجا شديم و مسافت راه چهار فرسنگ بود. كالسكهاى كه از طهران براى سليمانپاشا آورده بودند در قروه رسيد. در قروه چشمهاى است كه گويند حضرت امير عليه السلام نيزه خود را به آنجا فرو برده، اين چشمه جارى شده. و در طرف شمال كوهى است آن را شتركوه نامند و شباهت به هيكل شتر دارد و در قروه مسجدى است كه خراب شده، گنبد آن باقى است. كتيبهها دارد. آجرهاى بسيار بزرگ در آن مسجد ديده شد كه نيم ذرع طول و چهار اصبع قطر داشت. گويند از بناهاى اميرتيمور است.
دوشنبه شانزدهم يك ساعت از دسته رفته از قروه حركت شد. در عرض راه چند قريه ديديم؛ از آن جمله سيادهن است كه باغات و آبادى معتبر دارد، ولى آب جارى ندارد و از آب چاه مشروب مىشود. از آنجا گذشته به كَهَكْ رفتيم. كلانتر قزوين با آدم نوّاب ملكآرا تا آنجا آمد. مرا با پاشا به عمارت حكومتى دعوت نمودند. جواب نوشتم، به