313
شهر قديم سلطانيه
سلطان محمد خدابنده بن ارغوانخان، در عهد برادر خود غازانخان، ايالت خراسان داشت. بعد از غازانخان به آذربايجان آمده پادشاه شد و خواجه رشيدالدين فضلالله و خواجه سعدالدين را وزارت بخشيد و شهر سلطانيه را دارالملك خود قرار داد. گويند طول اين شهر دو فرسنگ و عرضش يك فرسنگ بوده است و مساجد و مدارس و مريضخانه داشته است و در اين شهر گنبد عظيم بنا نهاده و مذهب تشيع اختيار كرده است و اسامى ائمه عليهم السلام را بر روى سكهها نقش نمود و بعد از سيزده سال سلطنت وفات يافته است. صاحب وصّاف كه معاصر او بوده، در تاريخ وفات او اين بيت را گفته: از هفتصد و شانزده چو نه ماه گذشت درگاه و كلاه خسروى شاه گذاشت
و اين دهكده كه حالا موجود است، ارك شهر سلطانيه بوده و ساير آثار اين شهر در زير خاك است و اين شهر از صدمات افغان خراب شده. در ايام نادرشاه مجدداً آباد شده، پس از آن باز خراب گرديده است.
گنبد شاهخدابنده
شكل گنبد مثمّن و مرتفع است. تقريباً هشتاد ذرع ارتفاع دارد و محيط آن نيز همينقدر است و در ديوار داخله گنبد آيا قرآن را به خط ثلث نوشتهاند. ميان طاقهاى آن طلا و لاجور داشته، ريخته محو شده است و در طاق آن شكست پيدا كرده. و سه در داشته و چهار ستون مرمر در آنجا بوده كه در عهد خاقان مغفور به طهران آوردهاند. در طرف جنوبى گنبد مكانى است كه آن را تربت نامند. گويند از خاك نجف اشرف آورده به آنجا ماليدهاند. چنين گويند كه شاهخدابنده خيال داشته، جسد مبارك حضرت ولايت مآب را از نجف آورده در آنجا دفن نمايد. آن حضرت را در خواب ديد كه اين فرمايش را به او فرمودند، لهذا موقوف كرد فرمودند (شاهخدابنده سَنَنْكه سَنْده مَنمْكه مَنْده) و در زير سطح گنبد سرداب بزرگى است كه مىگويند خدابنده در آنجا مدفون است. راه سرداب