312به غروب مانده وارد عمارت شده با پاشا در آنجا منزل كرديم. ده دوازده حياط و حمامى در عمارت هست. حمام خرابۀ ديگر هم در خارج عمارت مىباشد. سلطانيه سابقاً خانوار زياد داشته و دو قنات دارد، يكى را به جهت زراعت مى رند؛ آبش گوارا و سرد است و ديگرى به عمارت مىرود، به خوبى آب اولى نيست.
عمارت سلطانيه
اين عمارت در بلندى واقع است و بانى آن خاقان مغفور - طابثراه - بودند. پس از آن در روزگار اين دولت جاويد مدّت عليّه تجديد عمارت شده، بناى آن را به طرز بناى اين زمان اختيار كردهاند. ابنيۀ آن مرغوب و باصفا است و سركار اعليحضرت قدر قدرت شاهنشاهى - روحنافداه - چندين سفر با اردوى بسيار معتبر به اين عمارت آمدهاند و الحق از آثار خوب اين دولت است.
شنبه چهاردهم دو ساعت و نيم از دسته گذشته، از سلطانيه حركت كرديم. قدرى كه رفتيم، در سمت يمين گنبد كوچكى نمودار شد. كويند بقعۀ امامزاده قاسم است كه از اولاد حضرت موسى بن جعفر عليه السلام است. بعد از آن بقعۀ امامزاده ابراهيم نمودار شد كه نيز از اولاد حضرت موسى بن جعفر است. پس از آن در طرف يمين گنبد و آثار مخروبهاى از حجرات و مدرسه پديدار شد. گويند كه بقعۀ سلطان چلبى است؛ از خانوادۀ سلطنت بوده، خود را از آن مقامات خلع كرده به تحصيل علوم پرداخته، در اينجا وفات يافته است. بعد از آن بقعۀ حسنكاشفى شاگرد علامه است كه به جهت ترويج شريعت او را به اين حدود فرستاده است. بعد از آن به خود قريۀ سلطانيه رسيديم كه دهكده معتبرى است. چمن بسيار وسيع دارد كه در فصل بهار علف آن بسيار است. سابقاً هشتصد خانواد رعيت داشته، ولى حالا دويست خانوار است و در خانۀ سيد محمدباقر نامى قرآن به خط كوفى هست كه گويند خط مبارك جناب سيد سجاد عليه السلام است. گويند سلطان سليم عثمانى با قشون فراوانى به اين چمن آمد و به طورى برف بود كه لشكر وى قريب به هلاكت رسيدند. كثرت برف مايه قطع دعوا و حرف شد. و در سلطانيه گنبد بسيار عظيمى است كه معروف به گنبد شاهخدابنده است و اين دهكده در عهد سلاطين مغول شهر بزرگى بوده است.