249بيندازند قبول نكرده متّفقاً وارد اطاق شديم. خواستند ما را بالا دست خود بنشانند، قبول نكرده در يك كَتْ 1 نشستيم و مشغول صحبت شديم. شخص خديو بسيار معقول و متين است و پدرش اسماعيلپاشاى خديو سابق مصر است و بسيار خوشرو و خوشخو باشند. بعد از صرف قهوه و غليان مراجعت به منزل كرديم. نيم ساعت ديگر حضرت خديو با راشدپاشاى صدراعظم به ديدن آمدند. اميرزادگان را تا پايين پله به استقبال فرستادم و خودم در درب اطاق اول ايستادم. بعد از آنكه تشريف آوردند، به اتفاق به اطاق دوم رفته نشستيم و مشغول صحبت شديم. بعد از صرف غليان و قهوه تشريف بردند و بعد از رفتن ايشان، رياضپاشا داخليّه و ماليّه و رئيس نظّار و علىپاشا مبارك ناظر اشغال عموميّه و محمودپاشا ناظر جهاديّه و بحريّه و اوقاف و حسينفخرىپاشا ناظر حقانيّه و علىپاشا ابراهيمناظر معارف و علوم، مُتدّرجاً به ديدن آمدند؛ با هر يكِ آنها مهربانى و صحبت كرده رفتند و بعد از صرف نهار با حسنپاشا و اميرزادگان و اصحاب و اتباع به بقعۀ حضرت زينت عليها السلام رفته زيارت كرديم و از آنجا به بقعۀ رأسالحسين؛ بعد از آنجا به باغچه ملتى رفتيم.
بعقۀ حضرت زينت عليها السلام
در جلو بقعۀ مباركه فضاى مسقف كوچكى است كه از آنجا داخل بقعه مىشوند. در بالاى درب بقعه اين دو شعر را نوشتهاند: وزينب وَردَة زهراء بنت على اخت الحسين لهم بين الورى شأن
طالت لنا بلسان الشكر واصفة
نسل الرسول الذى انباه قرآن
و تاريخ آن هزار و دويست و ده بوده. بقعۀ مباركه مستطيل است و ضريح مبارك در سمت بالاى بقعه است و در بالاى ضريح مبارك سلطان عبدالعزيز به خط جلى ثلث با طلا اين آيۀ مباركه را نوشتهاند: قُلْ لاٰ أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبىٰ 2 و در پشت بقعۀ مباركه، جامعى است كه پنج ستون در طول دارد و چهار ستون هم در عرض و ستونها از سنگ است.