242به حمام عمارت مزبور رفته استحمامى نموده و بعد با حسينپاشا در كالسكه نشسته، به گردش اسكندريه رفته، مراجعت نموديم.
عمارت رأسالتين
اين عمارت در سمت شمال دريا واقع است و به كنار دريا اتصال دارد. جلو عمارت را در نهايت امتياز حجاره ممتاز گستردهاند و چون در بلندى واقع است راهى كه به عمارت مىروند مرتفع است و در سمت ايسر واقع است، ولى با درشكه به آسانى مىتوان رفت.
فضاى عمارت ميدان وسيعى است، اطراف آن بيوتات است و در فضاى ميدان باغچهبندىها كردهاند و در وسط آن بركه ساختهاند كه دو مرتبه است، مرتبه پست آن آب نداشت ولى مرتبۀ بلند پر از آب بود و در وسط آن مجسمههايى به صورت انسان نصب كردهاند كه اشكار آنها غرابت دارد و از زواياى آنها، آب به بركه مىريزد و همين عمارت را به جهت آن رأسالتين مىنامند كه سابقاً انجيرستان بوده و حالا عمارت حكومتى است. بيوتاتى كه دارالحكومه است در طرف يمين واقع است و رو به جنوب است و منظر آن دريا است و بسيار باصفا است و اسباب مبل آن از هر مقوله در نهايت خوبى و امتياز حاضر و موجود است و اين عمارت از طرف مشرق نيز درى دارد كه از آن در وارد خيابان شده به طرف شهر مىروند و ستونهاى خوب در اين دروازه نصب كردهاند كه خالى از غرابت و تماشا نيست.
وصف اسكندريه
بانى اين شهر اسكندر ذوالقرنين بوده است و در نبوت و سلطنت اسكندر اختلاف كردهاند. حق اين است كه سلطان بوده است نه نبى و اسم اصلى او را مرزبان بن مرزبه نوشتهاند و اصلش از يونان بوده است. سيصد و سى و دو سال قبل از ولادت حضرت عيسى عليه السلام اين شهر را بنا كرد. در كتب نوشتهاند: ديوارهاى اين شهر را تماماً سفيد كرده بودند. اهاى آنجا روزها به لباس سياه متلبّس مىشدند كه سفيدى انبيه و عمارات كمتر مزاحم بصر گردد. حالا عمارت اين شهر به وضع ديگر است، ربطى به