241
مصر
يكشنبه سيزدهم يك ميل به اسكندريه مانده، حركت رو به مشرق شد و يك ساعت از طلوع آفتاب گذشته وارد ليمان اسكندريه شديم و اين ليمان را كمپانى انگليس به طور دايره به جهت امنيت سفاين در دريا ساخته است و هر سنگ مربعى به يك ليره تمام شده است. وقتى كه لنگر كشتى را انداختهاند، اول مقربالخاقان ميرزااحمدخان قونسول با محمدخان قونسول ازمير و ميرزا حبيبالله قونسول اسكندريه و محمدحسنبيك خراسانى ويسقونسول و خواجه عبدالله كه ويسقونسول مرسين و ميرزا عباس زنجانى كحّالباشى و ميرزا سيدمهدى حكيم به ميان كشتى آمدند؛ از تمام آنها احوالپرسى كردم. بعد از آنها جناب حسنپاشاى حلمى، مستشار زراعت كه از مصر به مهماندارى مأمور شده بود، با احمدپاشاى رأفت، محافظ اسكندريه و قاسمپاشاى ناظر حربيه و وكيل ظبطيه و وكيلالمحافظ نيز به كشتى آمدند؛ با هر يك صحبت كرديم. بيست و يك توپ براى ورود ما شليك كردند و زورق خديوى را با عَلَم شير و خورشيد حاضر كردند، در آن نشسته از آب بيرون آمده، به خشكى رفتيم. منزل ما را در عمارت رأسالتين معين كرده بودند. به هيأت اجتماع به آنجا رفته در سر ميز، نهار صرف شد. بعد مصطفى فهمىپاشاى مزير دُوَل خارجۀ مصر نيز به ديدن ما آمده با او به صحبت مشغول شديم و پس از رفتن او