207ديدن آنها خيره مىشود و در بعضى باغات عماراتى هم بنا نهادهاند كه در فصل ميوه به آنجا مىروند. از خيابان كه بيرون رفتيم قراء ياز و بَيت و ژَن و صَرفند را به فاصلهاى چند در سمت يمين ديدم. بعد از آن وارد آبادى رمله شديم كه آن نيز در سمت يمين بود.
مدير و قاضى و مفتى آنجا با معدودى از عسكر در كنار قهوهخانه كه در سر راه است به استقبال آمده ايستاده بودند، به آنها اظهار مهربانى نموده گذشتيم.
رمله
رمله در عهد بنىاسرائيل شهر بزرگى بوده است و دوازده دروازه داشته است. مورخين مىنويسند حضرت يونس عليه السلام مدتى در آن شهر اقامت داشته، بعد به بيتالمقدس عزيمت نمودهاند. از روزگار ملك ناصر محمد بن قلاوون به بعد، جوامع چند در آن شهر بنا شده است. 1 از آن جمله جامع كبيرى سليمان بن عبدالملك در سنۀ 98 در آنجا بنا نهاده موسوم به جامع ابيض شده است. گويند حضرت صالح عليه السلام و فضل بن عباس ابن عم حضرت رسول صلى الله عليه و آله در مغارۀ صحن جامع ابيض مدفونند و اين جامع در زمان ملك ناصر صلاحالدين نيز در سنۀ 586 به دست الياس بن عبدالله تجديد شده و اكنون خراب و ويران است و از قرارى كه تحقيق شد، چهار جامع معمور و ده جامع مخروب در اين آبادى است و در اول و آخر آبادى رمله، قبرستانى مشاهده شد كه يكى از مسلمانان است و ديگرى از گَبران و آنچه ديديم آبادى رمله كثيرالاشجار است و اغرب آنها نخل و اين آبادى به دريا نزديك است. گويند در سمت غربى رمله، در نزديك دريا، بقعه و ضريح روبيل بن يعقوب است. در موسم معين از غزّه و رمله جمعى به زيات او مىروند و در رمله جمعى از مجذومين را ديديم كه در كنار راه جمع شده سئوال مىنمودند. از قرارى كه گفتند از اطراف به آنجا آمده جمع شدهاند. چون از رمله گذشته مسافتى طى كرديم، قراء بريّه و دانيال و قُباب را در يمين و يسار ديديم و پيش از ظهر وارد قطرون شديم كه در سمت يمين واقع است و همه جاى اين راه باصفا و طراوت بود.