166آن چندان بزرگ نبودند. بعد از سه ساعت به تنگۀ اولى رسيديم. از آنجا كه بيرون آمديم به جلگۀ وسعى وارد شديم. اراضى آن مسطح بود. دو ثلث آن سنگستان بود و يك ثلث ديگرش خاك. بعد از دو ساعت به تنگۀ دوم رسيديم. جلگۀ وسيعى نمودار گشت.
اطراف آن نيز جبال بود. بعد از پانزده دقيقه به تنگۀ سيم رسيديم. فراز و نشيب داشت و تا به جلگه وارد شديم سنگلاخ بود و احجارى داشت كه سياهرنگ بودند و بعد از يك ساعت و چهل و پنج دقيقه به تنگۀ چهارم رسيديم. آن نيز جلگۀ وسيعى داشت و دو ساعت مسافت آن بود پس از آن به تنگۀ پنجم رسيديم؛ يك ساعت و نيم مسافت آن بود و جلگۀ وسيع داشت و اطراف آن جبال بود. دو ساعت به غروب مانده وارد تنگۀ ششم شديم. اردو را در ابتداى اين تنگه انداخته بودند و اسم اين منزل را بلّااعه مىناميدند والبلّاعة فى اللغة بئر ضيقُ الرأس يَجرى فيهِ ماء المَطر و چون بئر اين منزل نيز بدين نحو بود، لهذا به اين اسم موسوم شده است، ولى بئر و بركۀ آن آب نداشت. اهل اردو آب را از منزل ديروز آورده بودند و در اراضى راه امروز چوب مسواك و سناء مكى فراوان بود، اهل اردو مىچيدند.
پنجشنبه بيستم طلوع صبح روانه شديم. حركت رو به شمال غربى بود. اراضى اين راه مسطح بود و نشيب و فراز آن كم، ولى اطراف آن كوه بود. در بعضى نقاط اراضى يمين نزديك مىشد و در بعضى جاها جبال يسار. پنج ساعت به غروب مانده وارد منزل شديم. اسم اين منزل بئر جديدى است. چاهى است كه به تازگى آن را حفر كردهاند و آب آن شيرين است. اردو را در نزديك جبال شرقى انداخته بودند. در اين منزل بر اهل اردو از بابت آب و از جهت آذوقه كه اعراب از بره و گسفند و غيره براى فروش آورده بودند، بسيار خوش گذشت. سلطان سليم در طرف جنوب غربى اين منزل، قلعۀ كوچكى ساخته كه اطراف آن را طاق زده روى آن را مهتابى ساختهاند و چند اطاق هم در مرتبۀ تحتانى است و ابراهيمپاشاى مصرى تجديد عمارت نموده است. تقريباً ده ذرع طول قلعه است و درب قلعه به سمت مشرق باز مىشود و در سمت يسار قلعۀ باغچه مستطيلى است. ديوارى در اطراف آن كشيدهاند و دو نخل بزرگ در وسط آن است و در سمت شمال قلعه، بركه بزرگى است كه از آب چاه پر مىكنند و چاه در وسط قلعه است. ديوارى در اطراف آن كشيدهاند و اسبابى براى كشيدن آب در آنجا گذاشتهاند و دلوها آويختهاند كه با حيوان