132اهل تحقيق شهداى فخ را در طايف دانند كه در سمت شرقى مكه معظمه است. 1 بالجمله براى ما از جانب حكومت خيمهاى در روى سكوى برابر مقابر شهداى فخ زده بودند.
والىپاشا و پسر شريف نيز با عسكر و موزيكان و توپ به مشايعت آمده بودند. در همان چادر وارد شده، با والى و پسر شريف صحبت داشته و وداع كرده رفتند و يك ساعت از شب رفته، به خيمۀ خودمان آمديم. از مكه معظمه به مدينۀ منوره از دو راه مىتوان رفت، يكى از راه فرع كه منازل آن وادى فاطمه و بئر عسفان و قضيمه و رابغ و بئر رضوان وامالضّباع 2 و ريّان و سمت الابيض و بئرالعذب و بئرالماشى است و ديگر راه سلطانياست كه منازل آن از مكه معظمه تا رابغ يكى است و از آنجا جدا شده، منازل آن بئر مستوره و بئر حصان و بئر عباس و مسجد شجره است و مسجد شجره منتهااليه هريك از اين دو راه است. امسال حجاج از راه فرع رفتنى شدند و انشاء الله ده روزه به مدينۀ منوره مشرف خواهيم شد و مصداق: مَن حَجَّ إلى مكة ثمّ قَصَدنى فى مَسجدى كُتبَت له حَجتان مبرورتان 3 خواهيم گشت. و جناب ختمى مآب نيز به فرمايش خودشان، مصداق مَن زارَنى فِى المدينة كُنتُ له شفيعا وشهيداً 4 خواهند بود و از مدينۀ منوره نيز از راه شام به بيتالمقدس خواهيم رفت و زائر قبلتين خواهيم گشت.
سهشنبه بيست و ششم به واسطۀ آن كه حجاج ايرانى هنوز تماماً از شهر مكه معظمه حركت ننموده معطّلى داشتند كه مخرج شتران آنها را حاضر كرده، بيرون بيايند، در وادى زاهر توقف كرديم و فردا حركت خواهيم نمود. امروز به خيمهاى كه والى زده بود رفته، در آنجا بسر برديم. مگس چنان فراوان بود كه در وقت نهار، اتصالاً از همه طرف با بادبزن آنها را دور مىنمودند، باز چاره نمىشد. غروب معاودت به خيمۀ خود كرديم و شب را به پيان رساندم.
چهارشنبه بيست و هفتم حجاج در وادى زاهر جمع شدند. قرار داديم سه ساعت به