131
يكشنبه بيست و چهارم چون اتيان به عمرۀ مفرده مستحب است، امروز سوار شده به خواص اصحاب به اتفاق جناب حاجى ملاباقر واعظ به طرف تنعيم رفتيم كه از آنجا احرام ببنديم. تنعيم محلى است در وادى نعمان و به آن جهت تنعيم نامند كه در يمين آن جبل نعيم است و در يسار آن جبل ناعم؛ و از شهر مكه تا آنجا سه ميل راه است و در راه مدينه واقع است. در آنجا مسجدى بنا كردهاند. سه سمت آن باز است و بعضى بيوتات هم در اطراف آن است. در ميان يكى از اطاقها، آب حاضر كرده غسل نمودم و نماز ظهر و عصر را خوانده، جامۀ احرام پوشيده، نيت احرام كرده، تلبيه كنان به سمت شهر آمدم و از باب عرفه داخل شدم. صفوف نماز جماعت بسته شده بود، حنفى و شافتى نماز مىخواندند. در روى پله نشستم، نماز آنها كه تمام شد، طواف كرده نماز خواندم و بعد سعى ميان مروه و صفا را سوار بجا آورده، غروب به منزل آمدم و شب به حرم مبارك رفته، طواف نساء و نماز آن را بجا آورده، مراجعت به منزل نمودم. چون از روز ورود به مكه معظمه شروع در خواندن كلامالله كرده بودم، امروز قرآن را ختم نمودم، تمام كردم و به جهت ثواب و استحباب، يك نفر از جوارى خود را كه مسمات به برله بود، در راه خدا آزاد كردم. امشب در مكه معظمه باران شديدى باريد وهوا طراوت به هم رسانيد.
دوشنبه بيست و پنجم ت امروز به حكم حديث من حجَّالبيت ولم يَزُرنى فقد جفانى 1 بناى حركت به سمت مدينۀ منوره است. بعد از ظهر به مسجدالحرام مشرف شده، طواف وداع بجا آورده و در هر شوط دست خود را به حجرالاسود و ركن يمانى و مستجار رسانده، ادعيه ماثوره را خواندم و حمد و ثناى بارى تعالى را بجاى آورده، صلوات بر روان پيغمبر و آلپيغمبر عليهم السلام فرستاده، از باب حناطين بيرون آمده، معاودت به منزل نمودم.
يك ساعت به غروب مانده حركت كرده، به وادى زاهر 2 كه در نيم فرسخى شهر است آمديم. خيمههاى ما را در آن صحرا به پا كردهبودند. از براى پاشايان مصرى و شامى بيوتاتى در آنجا بنا نهادهاند كه در ذهاب و اياب در آنجا منزل مىكنند. شهداى فخ نيز در آن وادى، در دامنۀ كوهى واقع است، بقعه دارند و چند قبر در ميان آن است، ولى