130داخل بيت شدم و به آرامى به ميان دو ستون رفته، در روى سنگ سرخ، دو ركعت نماز خواندم و اطراف ستونها را طواف كرده، شكم خود را به آنها ماليدم و در هر يك از زواياى بيت نيز دو ركعت نماز خواندم و متجاوز از يك ساعت در اندرون بيت با حضور قلب مشغول دعا و نماز و استغاثه و استغفار بودم و شكر خدا را بجا آوردم كه بحمدالله توفيق الهى راهبر گشته، با پاى عليل به اين مقام جليل كه محل نزول پيغمبران و ملائكه و جبرئيل است مشرف گشتم و غبار اين درگاه را زينت چهره وجبين خود ساختم. بالجمله بعد از جبههسايى و بيرون آمدن از آن مكان محترم، آب زمزم نوشيده و دو ركعت نماز در برابر خانۀ خدا بجا آورده، شش ساعت از شب گذشته به منزل آمدم.
شنبه بيست و سيم جناب شريف عبدالمطلب مرا به خانۀ خود دعوت كرده بودند و كالسكۀ خود را فرستاده بودند، سوار شده به خانۀ جناب معزّىاليه رفتم. رسم ادب بجا آورده مشغول صحبت شديم. صفوتپاشا والى جديد مكه نيز آمد. عمارت جناب شريف بسيار با روح بود و باغچۀ مرغوبى داشت. باغبان از اسلامبول آورده، به طرز آنجا باغچهبندىها كردهاند و درخت كُنار و تمر هندى در آن باغچه كاشتهاند كه ميوه داشته از تمر آن چيده آوردند و در ميان شربت ريختند، با يخ مصنوعى صرف شد، بسيار خوشگوار بود. مدتى بود آب سرد در انى صفحان ننوشيده بودم. بسيار بر من گوارا شد.
بعد از صرف نهار معاودت به منزل نمودم و شب از بابالزياده به حرم مبارك رفتم.
صفوف جماعت بسته شده بود. در صف مصلاى حنفى سجاده انداختند. در جماعت اقتدا نمودم و بعد از نماز دو مرتبه طواف نموده، نماز طوافين را در حجر اسماعيل و مقام ابراهيم بجا آورده، معاوت به منزل كردم. صادق افندى صرّهامين 1 كه از جانب خديو مصر با حمل مصرى به مكه معظمه آمده بود، به ديدن آمد. مدتى نشست پنجاه سال داشت؛ آدم غيور عاقلى بود. بعضى تفصيلات به عربى در قواعد حركت دادن حجاج مصرى كه به سهورت از راه دريا بيايند و بروند و محتاج عسكر و زحمت نشوند نوشته بود، قرائت نمود. فصيح و مسجّع بود و خوب نوشته بود؛ بعد از صرف شام رفت.