386
محل شهادت: مدينه، روز شهادت: 12 و يا 25 محرم سال 95 هجرى، سبب شهادت: زهرى كه عبدالملك به او خورانيد، مرقد مطهر: قبرستان بقيع. 1امام زين العابدين عليه السلام زمانى ديده به جهان گشود كه زمام امور در دست جدّ بزرگوارش امام على بن ابىطالب عليه السلام بود. وى سه سال خلافت امام على عليه السلام را درك كرد و پس از شهادت او امام حسن شش ماه خلافت اسلامى را اداره كرد، آنگاه حكومت به دست معاويه افتاد. پس از شهادت امام حسين عليه السلام در سال شصت و يك هجرى مسؤوليت امامت شيعيان برعهدۀ او گذارده شد. دوران امامتش همزمان بود با خلافت زمامدارانى چون «يزيدبن معاويه»، «عبداللّٰه بن زبير»، «معاوية بن يزيد»، «مروان بن حكم»، «عبدالملك بن مروان بن حكم» و «وليد بن عبدالملك».
حضرت سجاد عليه السلام به صورتى معجزه آسا در كربلا سالم ماند و لطف الهى او را از گزند دشمن حفظ كرد و او به صورت يك اسير امامت خود را آغاز كرد و همراه ديگر اسراء به كوفه و آنگاه به شام منتقل شد، و در اين مسير در اجتماعات خاصى با ايراد خطبهها، پاسدار انقلاب خونين كربلا بود. در مجلس «عبيداللّٰه بن زياد» پس از گفتگويى كه غضب و خشم شديد «عبيداللّٰه» را موجب شد، به قتل تهديد گرديد، امام در پاسخ فرمود: آيا مرا با كشتن مىترسانى و نمى دانى كه كشته شدن براى ما امرى عادى و شهادت براى ما كرامت و فضيلت است. 2خطبۀ امام سجاد عليه السلام در مسجد اموى در شام
امام سجاد عليه السلام در مجمعى عمومى ماهيت كثيف حزب اموى را آشكار ساخت، آنگاه كه او بر فراز منبر مسجد سخنرانى مُهيجى نمود و انقلاب عظيمى در مردم شام پديد آورد و اين موقعى بود كه يك گويندۀ دربارى و خود فروخته، قبل از خطبه هاى نماز جمعه از يزيد و يزيديان ستايش كرد و به خاندان علوى ناسزا گفت، در اين موقع امام سجاد عليه السلام از پايين منبر فرياد زد: واى برتو اى خطيب خود فروخته!، رضاى مخلوق را بر خشم آفريدگار مبادله كردى و جايگاه تو آتش است. آنگاه از يزيد درخواست كرد كه بر فراز منبر (به تعبير خود امام، بالاى اين چوبها) قرار گيرد و سخنانى بگويد كه خدا را خرسند سازد و مردم را به ثوابى برساند، ولى يزيد با درخواست او موافقت نكرد. وى در مقابل ميهمانانى كه اصرار كردند امام به منبر برود، چنين گفت: آنان علم را از كودكى با شير مكيدهاند، و اگر منبر برود از منبر پايين نمىآيد تا اينكه من و خاندان ابوسفيان را رسوا سازد، ولى يزيد سرانجام در برابر فشار حضار مجبور شد كه موافقت كند. در اين موقع امام بر فراز منبر قرار گرفت و خدا را با