37
هلاكت ابرهه
در شرايطى كه ابابيل براى نابودى سپاه ابرهه مأموريت پيدا كردند، در اين ميان ابرهه ناچار افتان و خيزان به ديار حبش رفت، در حالى كه ماجرا را به پادشاه نجاشى نقل كرده و هيأت و صورت مرغان را بيان و تعريف مىكرد، نجاشى گفت: اينان چهگونه مرغى بودند؟ در اين حال (ابرهة بن صباحالأشرم) در بالاى سر خود يكى از آن مرغان را ديد و گفت: شبيه اين مرغ بودند، پس از اين جواب، آن پرنده سنگهايى را كه براى ابرهه نگاه داشته بود به طرف او رها كرد و كار او را نيز تمام ساخت، در حالتى كه دو عدد از سنگهاى مزبور، دو دست او را از شانه و كتف و دو پاى او را از بندها شكسته و يكى هم بر سرش افتاده، هلاك شد. 1در برخى روايات محل هلاكت سپاه ابرهه، همين مكانى است كه امروز «وادى محسر» (جاى حسرت اصحاب فيل) ناميده شده و وادى كم عرضى است كه ما بين مشعر و منا قرار دارد، همان جايى كه حُجاج بايد صبح گاه روز دهم ذى حجه يعنى عيد قربان، پس از طلوع آفتاب، به سرعت آن وادى را طى كنند و وارد منا شوند ؛ چرا كه توصيه شده است كه بايد از سرزمين هاى عذاب ديده، به سرعت گذشت. 24
أ
اَبُو ايوب انصارى
«ابوايوب» 3 از مشاهير صحابۀ رسول خدا صلى الله عليه و آله ، همان مرد شايستهاى كه پيامبر صلى الله عليه و آله در آغاز ورود به مدينه به خانۀ او وارد شد و در خانۀ وى بود تا مسجد و خانههاى اطراف آن بنا گرديد و مادرش كه نابينا بود به معجزۀ آن حضرت بينا شد، وى 4 در تمام غزوات پيامبر صلى الله عليه و آله شركت جست و مردانه جنگيد