349خشنود هستم و در حالى كه كودك در آغوش او بود، برگشته و زير آن خار بن نشست و كودكش را در كنار خويش نهاد و مشك خود را آويخت و از آن آشاميد و كودك را شير مىداد تا آنكه آب مشك تمام شد و شير پستان هم تمام شد. كودك به شدت گرسنه شد و به خود مىپيچيد. ابن عباس مىگويد:
مادر اسماعيل بالاى كوه صفا رفت كه به اطراف مشرف بود به اين اميد كه شايد در صحرا كسى را ببيند و سپس به كوه مروه نگريست و گفت: خوب است ميان اين دو كوه آمد و شد كنم تا اگر كودك بميرد شاهد مرگ او نباشم، سه يا چهار بار ميان آن دو كوه آمد و شد كرد. در دره ميان صفا و مروه چيزى جز ريگ و شن نبود، سپس كنار فرزند آمده او را بر همان حال ديد، بيشتر اندوهگين شد و كنار كوه صفا بازگشت. باز همچنان ميان كوه صفا و مروه آمد و شد كرد، تا آنكه هفت بار اين فاصله را پيمود.
ابن عباس گفت: پيامبر فرمودند به همين جهت سعى ميان صفا و مروه معمول شد و مردم ميان آن سعى مىكنند. مادر بازگشت و كودك خود را به همان حال ديد كه بر خود مىپيچد، ناگاه صدايى شنيد، نگريست و كسى را نديد. گفت: صداى تو را شنيدم اگر چيزى در پيش تو هست مرا يارى كن و به فريادم رس. در اين هنگام جبرئيل عليه السلام بر او آشكار شد. مادر اسماعيل از پى او به راه افتاد و جبرئيل با پاى خود به محل چاه زمزم كوفت و از همانجا آب بر روى زمين آشكار شد. ابن عباس افزوده است كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرمودند: مادر اسماعيل مقدارى خاك و شن بر گرد آن ريخت كه مبادا پيش از آنكه مشك را بياورد و از آب پركند آب به زمين فرو شود و نيز فرمودند: اگر مادر اسماعيل چنان نمىكرد چشمۀ روانى مىشد.
ابن عباس در دنبالۀ گفتار خود چنين گفته كه مادر اسماعيل مشك خود را آورد و آب برداشت و آشاميد و پستانش پر شير شد و پسرش را شير داد. 1اهميت سعى صفا و مروه
سعى ركنى از اركان حج است، اگر حاجيان عمداً آن را ترك كنند حج آنان باطل مىشود. «ابن حمزه» مىنويسد:
«مَنْ تَرَك السَّعى مُتَعَمِّدَاً بَطَلَ حجُّهُ... ؛ آن كس كه سعى را عمداً انجام ندهد، حج وى باطل است و اگر سهواً آن را ترك كند در صورتى كه در مكه به ياد آورد، بايد سعى كند و اگر پس از