317«محمدبن حنفيه» را ديدم، از من پرسيد: آيا براى اين نقطه فضيلتى مىشناسى؟ گفتم: خير، فرمود:
«فَاَلْزِمْهٰا، فَاِنَّهٰا كٰانَتْ مُصَلّى رَسُولِ اللّٰهِ صلى الله عليه و آله مِنَ اللَّيلِ» 1
در آنجا بنشين، آنجا محل نماز شب رسول خداست.
مسلمانان در گذر زمان سخت به استوانهاى كه در محل اين محراب بود، و البته نبايد آن را از استوانههاى خود مسجد به حساب آورد، علاقمند بودهاند و تا كنون نيز براى نمازخواندن در پشت محراب تهجد اجتماع مىكنند. 25
أ
ستون توبه 3 يا «ابولبابه»
يهوديان «بنى قريظه»، پس از محاصرۀ دژ از پيامبر صلى الله عليه و آله درخواست كردند كه «ابولبابه» 4 اوسى را بفرستد تا با او به مشورت بپردازند. ابولبُابه سابقاً با «بنى قريظه» پيمان دوستى داشت، وقتى وى وارد دژ شد، زنان و مردان يهود گرد وى جمع شدند و گريه و شيون آغاز كرده و گفتند: آيا صلاح است كه ما بدون قيد و شرط تسليم شويم؟ ابولبُابه گفت: بلى، ولى با دست اشاره به گلو كرد. يعنى اگر تسليم شويد كشته خواهيد شد. «ابولبابه» مىدانست كه پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله با موجوديت اين دسته كه خطرناكترين جمعيت براى آيين توحيدند، موافقت نخواهد كرد. ولى «ابولبابه» از اينكه به مصالح عالى اسلام و مسلمانان خيانت ورزيد، و اسرار آنها را فاش ساخت، سخت پشيمان شد، با بدنى لرزان و چهرهاى پريده، از دژ آنها بيرون آمد و يكسره به مسجد رفت و خود را به يكى از ستونهاى مسجد بست كه اگر خداوند از تقصير وى نگذرد، تا پايان عمر به همين حالت به سر برد 5.