262آمد و ابوسفيان نقش زمين گرديد.
داد و فرياد ابوسفيان موجب اجتماع گروهى از سربازان قريش گرديد، «شدّاد ليثى» بر حنظله، حمله نمود و بر اثر آن ابوسفيان از چنگال حنظله رهايى يافت.
در ميان سربازان قريش نيزهدارى به حنظله حمله نمود و نيزه خود را در بدن او فرو برد. حنظله با همان زخم، نيزهدار را تعقيب كرد و او را با شمشير از پاى درآورد و خود نيز بر اثر زخم، نقش بر زمين شد. 1وجه تسميه حنظله به غسيل الملائكه
پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله فرمود: من مشاهده كردم كه فرشتگان، حنظله را غسل مىدادند و از اين نظر او را «غسيل الملائكه» مىگفتند.
هنگامى كه قبيله اوسى، مفاخر خود را مىشمردند، چنين مىگفتند: «مِنّٰا حَنْظَلَة غَسيلُ الْمَلائِكَة» ؛ از ما است حنظلهاى كه فرشتگان او را غسل مىدادند. 2در روايتى آمده است، پيامبر صلى الله عليه و آله فرمودند: ملائكه را ديدم كه حنظله را ميان آسمان و زمين به آب (مزن) در ظرفهاى نقره غسل مىدهند. ابوسعيد ساعى مىگويد: رفتم و حنظله را ديدم كه از سرش آب مىچكد، آنگاه برگشتم و پيامبر صلى الله عليه و آله را آگاه ساختم، وى نزد جميله فرستاد، او چگونگى آن را از وى پرسيد، زن پاسخ داد: او با جنابت به رزمگاه رفت، پس فرزندانِ او را «بنو غسيل الملائكه» مىگفتند. وضع اين شوهر و عروس (حنظله و جميله) شگفتآور است. زيرا آنان ايثارگر در راه حق بودند، ولى پدران عروس و داماد از دشمنان سرسخت اسلام به شمار مىرفتند. 3ابوسفيان دربارۀ حنظله مىگفت:
«اگرچه آنان در جنگ بدر، پسرم حنظله را كشتند، من نيز در جنگ احد، حنظلۀ مسلمانان را كشتم. 4