208ب - زكات، رابطۀ خلق با خلق است. نيازمندان با اجراى قانون زكات، از سوى ثروتمندان، بىنياز مىگردند و مشكلات اقتصادى آنان حل مىشود.
ج - روزه، رابطۀ انسان با خويش است، با ايجاد اين رابطه انسان موفق مىشود كه با هواى نفس خويش مبارزه كند، سمبل مبارزه با هواى نفس روزه است.
د - حج، رابطۀ مجموع مسلمين با يكديگر است تا با همفكرى و تبادل نظر، مشكلات و گرفتارىهاى جهان اسلام را حل كنند و مرهمى بر زخم هاى مسلمانان بنهند.
ه - ولايت، ضامن اجراى صحيح و تبيين كنندۀ احكام اين مسائل مىباشد. بنابراين پنج اصل اساسى فوق تصادفاً در اين حديث در كنار هم جمع نشدهاند.
نكته دوّم: اين كه چرا ولايت از چهار اصل ديگر مهمتر و افضل است.
همانگونه كه در خود روايت نيز آمده است؛ ولايت تحقق بخش نماز و روزه و حج و زكات است و محتواى اين عبادات و ساير عبادتها در سايۀ ولايت عملى مىشود، يعنى بدون ولايت و حاكميت اسلام، اين دستورات نقشى است بر كاغذ و همانند نسخه طبيب است كه بدون عمل به آن شفاى دردها حاصل نخواهد شد. ولايت به معناى اجراى قانون اسلام توسط ائمۀ معصومين عليهم السلام و جانشينان آنان مىباشد. بنابراين ولايتى از نماز و روزه و حج و زكات بالاتر است كه نتيجهاش حكومت اسلامى باشد، ولايتى كه از ولايت حضرت على عليه السلام در غدير خم نشأت گرفته باشد. 1ولايت، روح حج
حج بدون «ولايت» و آهنگ كعبه بدون «امامت» و حضور در عرفات بدون «معرفت امام» و قربانى در منا بدون «فداكارى در راه امامت» و رمى جمره بدون «طرد شيطان و استكبار درونى و بيرونى» و سعى صفا و مروه «بدون كوشش در شناخت و اطاعت امام» بىحاصل بوده، و سودى نخواهد داشت، زيرا گرچه يكى از مبانى اسلام حج است: «بُنِىَ الاِسلاٰم عَلىٰ خَمس» ، لكن هيچ يك از نماز و روزه و زكات و حج همانند ولايت، ركن استوار اسلام نيست. از اين رو در ادامۀ روايت مزبور آمده است، هيچ دعوتى از طرف خداوند به اندازۀ دعوت به ولايت و امامت نيست: «ولم يناد بشىء كما نودى بالولاية» 2. زيرا كه انسان كامل كه خود اسلام ممثل است مىتواند به همۀ ابعاد اسلامى آشنا باشد و آشنايى دهد و مردم را به روح توحيد كه همان فرياد و قيام عليه طاغوت است جهت بخشد. 3